بَلۡ مَتَّعۡنَا هَـٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡعُمُرُ أَفَلَا يَرَوۡنَ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَآۚ أَفَهُمُ ٱلۡغَـٰلِبُونَ
44
بَلۡ مَتَّعۡنَا هَـٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡعُمُرُ أَفَلَا يَرَوۡنَ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَآۚ أَفَهُمُ ٱلۡغَـٰلِبُونَ
44
الف: منظور، مرگ علما وفقدان آنهاست.41
ب: مقصود، انقراض امتها و نابودى ساكنان زمین است.42
ج: با گسترش اسلام، از مناطق كفر نشین كاسته مىشود.43
د: حجم زمین از نظر جغرافیایى روبه نقصان است.
42) تفسیر المیزان.
43) تفسیر صافى.
هر كامیابى، براى انسانها و نیاكانشان، نشانهى لطف الهى نیست. «بل متّعنا» (عمر طولانى و كامیابى نیاكان، شما را غافل نكند.)
خداوند براى عقوبت كافران عجلهاى ندارد. «متّعنا»
به هر طول عمرى نباید دل خوش داشت. «حتّى طال علیهم العمر» خداوند، طول عمر كافران را مهلتى براى ازدیاد گناهانشان قرار داده است. «انّما نملى لهم لیزدادوا اثماً»44
آگاهى از تاریخ ملّتها و تمدّنها و عبرت گرفتن از آن، مورد ستایش است. «أفلا یرون ...»
با مشاهده انقراض پى در پى ملتها، آیا باز هم كفّار، گمان پیروزى دارند؟ «ننقصها من اطرافها، أفهم الغالبون»