سوره انبیاء - آیات 66 تا 70 جزء 17 - صفحه 327

    قَالَ أَفَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمۡ شَيۡـًٔا وَلَا يَضُرُّكُمۡ

    66

    أُفٍّ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ‌ۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ

    67

    قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓاْ ءَالِهَتَكُمۡ إِن كُنتُمۡ فَـٰعِلِينَ

    68

    قُلۡنَا يَـٰنَارُ كُونِي بَرۡدًا وَسَلَـٰمًا عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ

    69

    وَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدًا فَجَعَلۡنَـٰهُمُ ٱلۡأَخۡسَرِينَ

    70

تفسیر نور
(ابراهیم) گفت: پس آیا شما بجاى خداوند چیزى را مى‌پرستید كه هیچ سودى براى شما ندارد و هیچ زیانى به شما نمى‌رساند؟! اُف بر شما و بر هر چه كه غیر از خدا پرستش مى‌كنید، آیا نمى‌اندیشید؟! (امّا مشركان لجوج و متعصّب) گفتند: اگر مى‌خواهید كارى انجام دهید! او را بسوزانید و خدایانتان را یارى كنید. (و سرانجام آتشى فراهم آورده و ابراهیم را به درون آن انداختند، امّا ما) گفتیم: اى آتش ! بر ابراهیم سرد و سلامت باش. و (اگر چه) آنان براى او (تدبیر بد و) كیدى را اراده كردند، ولى ما آنها را از زیانكارترین (مردم) قرار دادیم.

نکته‌ها
مردان خدا اهداف مقدّس خود را در هر شرایطى دنبال مى‌كنند و لحظه‌اى آرام نمى‌گیرند، هرچند تلاشهاى آنان در قالب‌هاى متفاوتى صورت پذیرد. حضرت ابراهیم علیه السلام در مسیر رسالت الهى خویش ابتدا به سراغ عمو و قومش مى‌رود و آنانرا به سوى توحید و یكتا پرستى دعوت مى‌كند و چون نتیجه‌اى حاصل نمى‌شود در دوّمین مرحله به سراغ بت‌ها مى‌شتابد و همه آنها را درهم مى‌شكند، آنگاه فطرتشان را مخاطب قرار داده و به بیدار كردن آنان مى‌پردازد و سرانجام پس از اندرز و توبیخ، آنها را به تعمق و اندیشه وامى‌دارد.

در ماجراى پرتاب حضرت ابراهیم به درون آتش، مطالب زیادى در تفاسیر آمده است، از جمله اینكه مشركان با كمك و راهنمایى شیطان منجنیق ساختند، ولى آن حضرت با توكّل بى‌نظیرش به خداوند، از احدى از فرشتگان حتّى جبرئیل كمكى نگرفت ودر آن هنگام به مناجات و راز و نیاز با پروردگار و توسّل به محمّد و آل محمّدعلیهم السلام مشغول بود.

واژه‌ى «أخسرین» در قرآن كریم به كسانى اطلاق شده است كه كار بدى را انجام مى‌دهند، امّا گمان مى‌كنند كه كارشان خوب است، پس زیانِ خود را درك نمى‌كنند، تا در پى جبران آن باشند.

امام صادق‌علیه السلام فرمودند: وقتى خداوند به آتش امر كرد: «كونى برداً» دندان‌هاى ابراهیم از شدّت سرما (در میان آتش نمرودیان) به هم مى‌خورد، تا آنكه گفته شد: «و سلاماً»58


58) كافى، ج 8، ص 318.
پیام‌ها
یكى از شیوه‌هاى دعوت مردم به دین، آگاه كردن آنان به ضرر بى‌دینى است. «لاینفعكم و لا یضركم»

سرچشمه و انگیزه‌ى عبادت، دستیابى به خیر و یا نجات از شر است كه بت‌ها بر هیچكدام قادر نیستند. «لاینفعكم شیئاً و لا یضرّكم»

اگر زمینه مناسبى براى بیدارى پیدا شد باید منحرفان را تحقیر كرد. «اُفٍ لكم و لما تعبدون من دون اللّه»

عواطف باید تحت الشعاع مكتب باشد. «اُفّ لكم» با توجّه به اینكه عموى او نیز بت‌پرست بود.

بت‌پرستى با عقل سازگار نیست. «افلا تعقلون؟» (افراد بى خرد لجوج سزاوار توبیخ هستند) «أفلا تعقلون»

توحید، اندیشه‌اى عقلانى است. «أفلا تعقلون»

كسانى به زور متوسل مى‌شوند كه از عقل و منطق بى‌بهره‌اند. «حرّقوه»

مردان خدا تا پاى جان بر اهداف خود پایدار هستند. «حرّقوه» سوزاندن، سخت‌ترین نوع قتل است.

بقاى شرك با نابودى موحّدان امكان پذیر است. «حرّقوه وانصروا آلهتكم»

تعصّبات نابجا، انسان را تا مرز سوزاندن پیامبر به پیش مى‌برد. «حرّقوه و انصروا آلهتكم»

دشمن در تحریك توده‌هاى ناآگاه، به مقدّسات متوسّل مى‌شود، «انصروا آلهتكم» وبه غیرت وحمیّت نیز تمسّك مى‌جوید. «اِن كنتم فاعلین»

خداوند، هم سبب ساز است و هم سبب سوز. «یا نار كونى برداً و سلاماً»

سبب ساز است، زیرا نفسِ حضرت عیسى علیه السلام را سبب زنده شدن مردگان قرار مى‌دهد، و سبب سوز است، زیرا سوزندگى را از آتش مى‌گیرد و آن را بر ابراهیم سرد و سلامت مى‌كند.

هستى شعور دارد ومخاطب قرار مى‌گیرد. «یا نار كونى برداً وسلاماً» و نفرمود: «فجعلنا النار برداً و سلاماً»

آثار موجودات به خواست و اراده‌ى الهى است. «یا نار كونى برداً و سلاماً»

نور حقّ، با نار كفر خاموش نمى‌شود. «قالوا حرّقوه... قلنا یا نار كونى برداً»

قدرت خداوند مى‌تواند همه‌ى توطئه‌ها را خنثى كند. «ارادوا به كیداً فجعلناهم الاخسرین»

عاقبت، حقّ پیروز است. «ارادوا - جعلناهم الاخسرین»