لَوۡ كَانَ هَـٰٓؤُلَآءِ ءَالِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَكُلٌّ فِيهَا خَـٰلِدُونَ
99
لَوۡ كَانَ هَـٰٓؤُلَآءِ ءَالِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَكُلٌّ فِيهَا خَـٰلِدُونَ
99
لَهُمۡ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمۡ فِيهَا لَا يَسۡمَعُونَ
100
منظور از جمله «لا یسمعون» این نیست كه اهل دوزخ هیچ صدایى نمىشنوند، بلكه مراد آنست كه هر چه فریاد مىزنند پاسخ نجات بخشى دریافت نمىكنند، زیرا در قرآن آیاتى است كه بر شنیدن اهل جهنّم دلالت مىكند، آنجا كه از مأمور عذاب، مهلت مىخواهند و یا از خداوند، درخواست نجات مىكنند و یا زمانى كه از آنان سؤال مىشود پاسخ مىدهند.
عجز و محكومیّت با جایگاه خداوندى سازگار نیست. «لوكان ... ما وردوها»
عذاب شرك، عذابى ابدى است. «كل فیها خالدون»
دوزخ، جایگاه نالههاى بى جواب است. «فیها زفیر ... لا یسمعون»
بىپاسخى نالهها و فریادها، خود شكنجه دیگرى براى اهل دوزخ است. «و هم فیها لا یسمعون»