ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ يَدَاكَ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّـٰمٍ لِّلۡعَبِيدِ
10
ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ يَدَاكَ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّـٰمٍ لِّلۡعَبِيدِ
10
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعۡبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرۡفٍ فَإِنۡ أَصَابَهُۥ خَيۡرٌ ٱطۡمَأَنَّ بِهِۦ وَإِنۡ أَصَابَتۡهُ فِتۡنَةٌ ٱنقَلَبَ عَلَىٰ وَجۡهِهِۦ خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡـَٔاخِرَةَۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ
11
دیگران را عامل گناه و خلاف خودمان ندانیم، كه هرچه هست از خودماست. «قَدّمت یَداك»
ایمان بعضىها موسمى و سطحى است و حوادث تلخ و شیرین آن را تغییر مىدهد. «و من النّاس ...»
حساب عقیده و عملى كه بر اساس منطق است، از حساب فراز و نشیبهاى مادّى جداست. (دین را براى نان نخواهیم) «فَاِن اَصابَه خَیر...»
انسان در معرض هجوم حوادث تلخ و شیرین است. «اَصابَه ... اَصابته»
فقر و ناملایمات وسائل آزمایشند. «اَصابته فِتنة»
ارتداد و بازگشت از راه خداوند، قهر شدید الهى و عذاب دوزخ را به دنبال دارد. «اِنقَلَب على وَجهه خَسِرالدّنیا و الآخره»