سوره حج - آیه 46 جزء 17 - صفحه 337

    أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَتَكُونَ لَهُمۡ قُلُوبٌ يَعۡقِلُونَ بِهَآ أَوۡ ءَاذَانٌ يَسۡمَعُونَ بِهَا‌ فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَـٰرُ وَلَـٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ

    46

تفسیر نور
آیا آنان در زمین سیر نكردند تا دل‌هایى داشته باشند كه با آن حقیقت را درك كنند، یا گوش‌هایى كه با آن حقیقت را بشنوند؟ البتّه چشم‌هاى آنان كور نیست، لكن دل‌هایى كه در سینه دارند نابینا است.

پیام‌ها
سفرهاى علمى و تجربى، كارى ارزشمند و راهى مطلوب براى گسترش شناخت است. «أفلَم یسیروا»

زمین و زمان، كلاس درس است و كسانى كه عبرت نمى‌گیرند سزاوار توبیخ هستند. «أفلَم یسیروا فى الارض»

گروهى از مردم، نه از پیامبران بیرونى پند مى‌گیرند و نه از عقل كه پیامبر درونى است. «یعقلون بها»

عقل، گوش و چشم از ابزار شناخت است. «یعقلون... آذان... ابصار»

بدتر از نابینایى چشم، نابینایى دل است كه با پند گرفتن بینا نمى‌شود. «تعمى‌القلوب»

آرى، اصرار در لجاجت و دشمنى با حقّ، انسان را مسخ مى‌كند و او را به جایى مى‌رساند كه نه با عقل حقیقت را درك مى‌كند و نه با چشم و گوش.