وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّآ إِذَا تَمَنَّىٰٓ أَلۡقَى ٱلشَّيۡطَـٰنُ فِيٓ أُمۡنِيَّتِهِۦ فَيَنسَخُ ٱللَّهُ مَا يُلۡقِي ٱلشَّيۡطَـٰنُ ثُمَّ يُحۡكِمُ ٱللَّهُ ءَايَـٰتِهِۦ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
52
وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّآ إِذَا تَمَنَّىٰٓ أَلۡقَى ٱلشَّيۡطَـٰنُ فِيٓ أُمۡنِيَّتِهِۦ فَيَنسَخُ ٱللَّهُ مَا يُلۡقِي ٱلشَّيۡطَـٰنُ ثُمَّ يُحۡكِمُ ٱللَّهُ ءَايَـٰتِهِۦ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
52
افرادى وسوسهى شیطان در روحشان كارساز است. «یُوَسوسُ فى صُدورالنّاس» 45
بعضىها شیطان با آنان تماس مىگیرد، ولى فوراً متوجّه مىشوند و او را طرد مىكنند. «مَسّهم طائفٌ من الشیطان تذكّروا» 46
گروهى، شیطان همیشه با آنهاست. «فَهُو لَه قَرین» 47
پیامبران الهى جزء هیچ یك از این سه دسته نیستند، آنان معصومند و شیطان نه قرین آنهاست، نه در روحشان وسوسه مىكند و نه با آنان تماس مىگیرد، شیطان در طرح و برنامه و آرزوى آنان القائاتى دارد و ناگفته پیداست كه حساب طرح پیامبران و برنامهها و اهدافشان، از حساب شخصى آنان جداست.
تضاد میان حقّ و باطل، یك جریان دائمى است. «مِن رسول و لانبىّ الاّ اذا تَمنّى ألقَى الشیطان...»
همهى پیامبران در یك سطح نیستند. «رسول - نبىّ» (رسول مسئول تبلیغ گسترده است، ولى نبىّ در آن حدّ نیست).
انبیا براى اهداف خود طرح و برنامه دارند. «تَمنّى»
شیطان در انبیا اثرى ندارد ولى در اهداف آنان وسوسه مىكند. «اُمنیّته»
وسوسههاى شیطان، بهترین برنامهها را نیز تهدید مىكند. «اُمنیّته»
در تضادّ میان حقّ و باطل، خداوند باطل را محو و حقّ را تثبیت مىكند. «فیَنسَخ اللّه ... ثمّ یحكم»
در پیروزى حقّ بر باطل عجله نكنید. («ثمّ» رمز دراز مدّت است)
حقّ، بدون حمایت خداوند پایدار نیست. «یُحكم اللّه آیاته»
تضاد حقّ و باطل و پیروزى حقّ بر باطل، نقشهى حكیمانه و عالمانهى الهى است. «یُحكم اللّه - علیم حكیم»