وَلَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ وَلَدَيۡنَا كِتَـٰبٌ يَنطِقُ بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ
62
وَلَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ وَلَدَيۡنَا كِتَـٰبٌ يَنطِقُ بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ
62
تكلیف همهى انسانها یكسان نیست. هر كس به مقدار توانِ جسمى، فكرى و مالیش مكلّف است و خداوند تكلیف غنى را از فقیر نمىخواهد. «لا نكلّف نفساً الاّ وسعها»
در جهانبینى الهى، هیچ كس گرفتار عقده و احساس حقارت نمىشود، چون بیش از توانش تكلیفى ندارد. «الاّ وسعها» (آرى هر كس توانى دارد و وظیفهاى، پس باید آرامش داشته باشیم)
نظام آفرینش، حساب و كتاب دارد. «و لَدَینا كتاب»
برخى از شرایط مدیریّت در این آیه ذكر شده است، از جمله:
الف: آشنایى به توانایى افراد و واگذارى كار به مقدار توان آنان.«وسعها»
ب: نظارت دقیق بر كار و وظایف آنان. «كتاب ینطق بالحقّ»
ج: عدالت در تنبیه یا تشویق آنان. «و هم لا یظلمون»