أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢۚ بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَـٰرِهُونَ
70
أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢۚ بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَـٰرِهُونَ
70
قرآن، كتاب تدبّر و اندیشه است. (نه فقط تلاوت وتجوید و...، و هركس در آن تدبّر كند، حقّانیّت آن را مىفهمد) «أفلم یدّبّروا القول»
خداوند در تمام دورانها نداى خود را به مردم رسانده و اساس ادیان آسمانى یكى است. «ام جائهم ما لم یأت»
در تبلیغ و دعوت، تمام راههاى بهانه جویى را براى مخالفان حقّ مسدود كنید. «ام جائهم ما لم یأت»، «ام لم یعرفوا»
پیامبر باید در میان مردم (به خوبى) شناخته شده باشد تا بهانهاى براى انكار نباشد. «ام لم یعرفوا رسولهم»
گرچه انسان در برابر سخن تازه عكس العمل نشان مىدهد، ولى نزول وحى تازگى ندارد. «ام جائهم ما لم یأت آبائهم الاوّلین»
دشمنان دین، براى حفظ مرام خود، شخصیّت مردان خدا را خدشه دار مىكنند. «ام یقولون به جِنّة»
حقّ باید مطرح شود، اگر چه اكثریّت ناراحت شوند. «بل جاءهم بالحقّ و اكثرهم للحقّ كارهون»
بعضى كفّار، فطرت سالم دارند و حقّ را مىپذیرند. «اكثرهم للحقّ كارهون»