وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَـٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ بَلۡ أَتَيۡنَـٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ
71
وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَـٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ بَلۡ أَتَيۡنَـٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ
71
هوسهاى مردم - حتّى هوسهاى یك نفر - در زمانهاى مختلف، متضاد است.
هوسهاى مردم، مفسده دارد.
خواستههاى مردم، یكبُعدى است وبه ابعاد دیگر وآثار دور ونزدیك توجّه ندارد.
اشراف كافر، دوست دارند كه دین طبق میل آنان باشد. «ولو اتّبع الحقّ»
حقّ پرستى با هوا پرستى تضاد دارد. «لفسدت»
تمایلات و هوسهاى بشر، جهان را فاسد مىكند. «لفسدت»
نظم موجود در جهان، نشانهى حقّانیّت و حكمت خداوند یكتاست. «و لو اتّبع الحقّ... لفسدت»
در آسمانها، موجودات زنده و با شعور وجود دارد. «مَن فیهنّ»
قرآن وسیلهى تذكّر است. «بذكرهم»
دین، وسیله بیدارى وشرف ملّتها ونجات آنان از نابودى است. «بذكرهم»
گاهى انسان از توجّه به آنچه سبب عزّت و نام نیك اوست اعراض مىكند. «فهم عن ذكرهم معرضون»