وَيَقُولُونَ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلرَّسُولِ وَأَطَعۡنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنۡهُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَۚ وَمَآ أُوْلَـٰٓئِكَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ
47
وَيَقُولُونَ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلرَّسُولِ وَأَطَعۡنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنۡهُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَۚ وَمَآ أُوْلَـٰٓئِكَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ
47
منافقان ادّعاى ایمان خود را هم تكرار مىكردند و هم با تأكید مىگفتند. (كلمه «یقولون» فعل مضارع و نشانهى تكرار است و تكرار حرف (باء) در «باللّه و بالرّسول» نشانهى تأكید است.)
پیمان شكن، دین ندارد. «یقولون - یَتولّى - ما اولئك بالمؤمنین»
ایمان، از عمل جدا نیست. «یَتولّى ... و ما اولئك بالمؤمنین» (حتّى منافقان در كنار كلمه «آمنّا» كلمهى «أطَعنا» را مىآوردند، ولى در عمل بىاعتنا بودند.)