يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٍ لِّلۡمُجۡرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجۡرًا مَّحۡجُورًا
22
يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٍ لِّلۡمُجۡرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجۡرًا مَّحۡجُورًا
22
كلمهى «حِجر» به معناى بازداشتن است و چون عقل، انسان را از تخلّف بازمىدارد به آن «حِجر» گفته مىشود: «هل فى ذلك قَسمٌ لِذى حِجر» 275 و به منطقهاى كه سنگچینى شده باشد و مردم از رفت و آمد در آن منع شوند، «مَحجور» گفته مىشود. بنابراین «حجراً مَحجوراً» یعنى «مَنعاً مَنعاً».
دیدن خداوند محال است، ولى دیدن فرشته در شرایطى ممكن است. «یوم یَرون الملائكة لا بُشرى یومئذ للمجرمین» چنانكه جاى دیگر مىخوانیم: در قیامت، فرشتگان به مؤمنان سلام مىكنند، 276 و دوزخیان از فرشتهى مأمور دوزخ استمداد مىكنند. 277
مستكبرانى كه توقّع نزول فرشتگان را بر خود داشتند، هیچگونه بشارتى از هیچ ناحیهاى دریافت نمىكنند. «لا بشرى یومئذ للمجرمین»