وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَـٰبَ وَجَعَلۡنَا مَعَهُۥٓ أَخَاهُ هَـٰرُونَ وَزِيرًا
35
وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَـٰبَ وَجَعَلۡنَا مَعَهُۥٓ أَخَاهُ هَـٰرُونَ وَزِيرًا
35
فَقُلۡنَا ٱذۡهَبَآ إِلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَـٰتِنَا فَدَمَّرۡنَـٰهُمۡ تَدۡمِيرًا
36
شیوههاى تبلیغ و تربیت در قرآن متفاوت است؛ در یك جا مىفرماید: باید به سراغ منحرفان رفت، «اِذهبا» و در جاى دیگر مىفرماید: باید فرمان داد تا آنان خود حاضر شوند و غرورشان شكسته شود. چنانكه حضرت سلیمان به ملكهى سبأ چنین فرمان داد: «و آتونى مسلمین» 303 یعنى با تسلیم كامل، در برابر ما حاضر شوید.
جانشین انبیا را نیز باید خداوند تعیین كند. «جعلنا معه اخاه...»
در مسئولیّتهاى بزرگ، به وجود وزیر وهمكار نیاز است. «جعلنا معه اخاه هارون وزیرا»
در برخى از دورهها، انبیا متعدّد بودند، ولى رهبر یكى بود. «هارون وزیرا»
در تبلیغ، گاهى باید افرادى را اعزام كرد تا با هم تبلیغ كنند. «اِذهبا»
اتمام حجّت با گمراهان لازم است. «اِذهبا الى القوم الّذین كذّبوا»
انكار ولجاجت مردم، مانع لطف خداوند نیست. (پیامبر را براى هدایت آنان مىفرستد) «اذهبا الى القوم الّذین كذّبوا»
تكذیب پیامبر، تكذیب خداست. «كذّبوا بآیاتنا»
نتیجهى تكذیب حقّ، قلع و قمع شدن است. «فدمّرناهم»
نقل تاریخ و سرگذشت كفّار قبل و بیان هلاكت آنان، زمینهاى براى هشدار و نهى از منكر كفّار امروز است. «فدمّرناهم»