قَالُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡنَآ أَوَعَظۡتَ أَمۡ لَمۡ تَكُن مِّنَ ٱلۡوَٰعِظِينَ
136
قَالُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡنَآ أَوَعَظۡتَ أَمۡ لَمۡ تَكُن مِّنَ ٱلۡوَٰعِظِينَ
136
إِنۡ هَـٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلۡأَوَّلِينَ
137
وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ
138
فَكَذَّبُوهُ فَأَهۡلَكۡنَـٰهُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ
139
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
140
الف: این ادّعاى پیامبرى تو، چیزى جز تقلید از مدّعیان قبلى نبوّت نیست.
ب: این خانههاى بلند بر روى تپهها و سایر كارهاى ما، شیوهى نیاكان ماست.
ج: این تكذیب و بتپرستى ما، همان تكذیب و بتپرستى نیاكان ماست.
قرآن، بارها از اكثریّت مردم انتقاد كرده است. در این سوره نیز چند بار آیه «و ما كان اكثرهم مؤمنین» در پایان نقل تاریخ انبیا بیان شده است.
تقلید نابجا و تعصّب، مانع پندپذیرى است. «سواء علینا أ وَعَظتَ... اِن هذا...»
انحراف نیاكان، زمینهى انحراف نسلهاى بعدى است. «اِن هذا الاّ خُلُق الاوّلین»
گاهى بتپرستى و هر رفتار دیگر، جزو جوهرهى انسان مىشود. (كلمهى «خُلق» به معناى روحیّهى ثابت است)
بتپرستان، انحراف خود را با شیوهى نیاكان توجیه و از خود سلب مسئولیّت مىكردند. «و ما نحن بمُعذّبین»
سرنوشت انسان به دست خود اوست. «فكذّبوه فاهلكناهم»
از تكذیب و هلاكت دیگران عبرت بگیرید. «لآیة»
اكثریّت، شما را فریب ندهد. حقّ را در زیادى جمعیّت جستجو نكنید، ملاك شناخت حقّ و باطل، كمیّت نیست. «و ما كان اكثرهم مؤمنین»