كَذَٰلِكَ سَلَكۡنَـٰهُ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ
200
كَذَٰلِكَ سَلَكۡنَـٰهُ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ
200
لَا يُؤۡمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُاْ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ
201
فَيَأۡتِيَهُم بَغۡتَةً وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ
202
فَيَقُولُواْ هَلۡ نَحۡنُ مُنظَرُونَ
203
أَفَبِعَذَابِنَا يَسۡتَعۡجِلُونَ
204
أَفَرَءَيۡتَ إِن مَّتَّعۡنَـٰهُمۡ سِنِينَ
205
ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُواْ يُوعَدُونَ
206
اگر قابلیّت نباشد، قرآن هم كارساز نیست. «سَلكناه فى قلوبالمجرمین لایؤمنون»
جرم و گناه، زمینهى هدایت را در انسان محو مىكند. «المجرمین لایؤمنون»
همان گونه كه اگر قرآن به زبان اعجمى نازل مىگردید، عربهاى مشرك مكّه ایمان نمىآوردند، اكنون هم كه به زبان عربى روشن نازل ومطالب آن بر دل آنان وارد مىشود، باز هم ایمان نمىآورند. «لا یؤمنون به»
ایمان در لحظهى اضطرار سودى ندارد. «لا یؤمنون به حتّى یَروا العذاب»
به مهلت دادن خداوند مغرور نشویم، زیرا مرگ و عذاب الهى به صورت ناگهانى مىآید. «فیأتیهم بَغتَةً»
مجرم، در لحظهى مرگ تقاضاى مهلت دارد.«هل نحن مُنظَرون»
روزى وجدانهاى خفته بیدار خواهد شد. «هل نحن مُنظَرون»
كسانى كه در دیدن عذاب الهى عجله دارند، روزى براى در امان بودن از عذاب، مهلت خواهند خواست. «مُنظَرون - یستعجلون»
مهلت براى سیه دلان سودى ندارد. «مَتّعناهم سِنین... جائهم ما كانوا یوعدون»