رَبِّ هَبۡ لِي حُكۡمًا وَأَلۡحِقۡنِي بِٱلصَّـٰلِحِينَ
83
رَبِّ هَبۡ لِي حُكۡمًا وَأَلۡحِقۡنِي بِٱلصَّـٰلِحِينَ
83
سعادت انسان در چند جمله خلاصه مىشود كه در دعاى حضرت ابراهیم آمده است:
الف: شناخت خداوند و معرفت درونى نسبت به او. «هَب لى حُكماً»
ب: حضور در جامعهى صالح. «اَلحِقنى بالصالحین»
ج: نام نیك در تاریخ. «لسان صِدقٍ فى الاخرین»
د: رسیدن به بهشت ابدى. «ورثة جنّة النّعیم»
استمداد از نام «ربّ»، در استجابتدعا مؤثّر است. «ربّ»
حكمت و بینش همراه با عمل، هدیهى الهى است. «هَب لى حُكما»
قبل از درخواست جدید از خداوند، از نعمتهاى قبلى نامى ببرید و از او تشكّر كنید. «خَلَقنى - یَهدین - یَشفین - یَسقین - و... ربّ هَب لى»
اگر حكمت باشد، ولى دوستان انسان نااهل باشند، حكمت كارایى ندارد. «هَب لى حُكما و ألحقنى»
اگر دید و بینش و تفكّر صحیح بود، رفتار و گفتار و نیّت هم صحیح مىشود. (حكمت به معناى دید و فهم و نظر صحیح است). «حُكماً»
حكمت نظرى، به تنهایى مفید و نجاتبخش نیست. حكمت باید با عمل همراه باشد. «هَب لى حُكما و ألحقنى بالصّالحین»
برخوردارى از حكمت و معرفت در درون و زندگى در جامعهى صالحان و صالح بودن، بالاترین درجهى سعادت است. «حُكماً و ألحقنى بالصّالحین»
حكمت وشناخت وبینش، بر عمل مقدّم است. «هب لى حُكما و ألحقنى»
بهترین دعا را از بهترین افراد بیاموزیم. (بهترین افراد، انبیا هستند و یكى از بزرگترین انبیا حضرت ابراهیمعلیه السلام است كه در دعا از خداوند مغفرت، حكمت، نام نیك و حسن عاقبت مىخواهد و در آیات دیگر از خداوند، فرزندان خوب و پیروان مسلمان درخواست مىكند).
حكومتخواهى براى انجام احكام الهى، مطلوب است. «هَب لى حُكما»22
هم انزوا ممنوع است و هم جذب نااهلان شدن. «ألحقنى بالصّالحین»
پیش كسوتان صالح را ارج نهیم. «ألحِقنى بالصّالحین» (نفرمود: از صالحین باشم، بلكه فرمود: به آنان ملحق شوم. زیرا مقام سابقین برتر است).
جامعهاى ارزش دارد كه افرادش صالح باشند. «ألحِقنى بالصّالحین»
انسان به رفیق خوب محتاج است. «و ألحِقنى بالصّالحین»