وَأَلۡقِ عَصَاكَۚ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهۡتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنٌّ وَلَّىٰ مُدۡبِرًا وَلَمۡ يُعَقِّبۡۚ يَـٰمُوسَىٰ لَا تَخَفۡ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ ٱلۡمُرۡسَلُونَ
10
وَأَلۡقِ عَصَاكَۚ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهۡتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنٌّ وَلَّىٰ مُدۡبِرًا وَلَمۡ يُعَقِّبۡۚ يَـٰمُوسَىٰ لَا تَخَفۡ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ ٱلۡمُرۡسَلُونَ
10
إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسۡنَۢا بَعۡدَ سُوٓءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ
11
در این كه جملهى «الاّ مَن ظلم» به كجا مربوط مىشود احتمالاتى است. بهترین آنها این است كه در آیه، جملهاى در تقدیر است؛ به این صورت كه غیر انبیا ترس دارند، مگر كسانى كه ستمى كرده و بعد عمل خوبى انجام دهند كه آنان نیز به خاطر غفور و رحیم بودن خدا ترسى ندارند.
ترس دو نوع است: غریزى و معنوى. جملهى «لا تَخَف» دربارهى خوف غریزى است، ولى خوف معنوى كه خوف از مقام الهى است، در آیات دیگر عنوان شده است.
ابزار معجزه، وسایل عادّى است. «عصاك»
قبل از ارشاد دیگران، باید از علم و تجربه و رشد كافى برخوردار بود. (موسى در این جا معجزه را مىبیند تا در كاخ فرعون با قدرت سخن گوید). «رَآها»
انبیا تحت تربیت پروردگارند و خداوند آنها را امر و نهى مىكند. «لا تخف»
كسى كه خدا را حاضر بداند و خود را در محضر او ببیند، از غیر خدا نمىترسد. «لا یخاف لدى المرسلون»
الخائن خائف. كسى كه ظلم كند باید بترسد، مگر آن كه گناهش را جبران كند زیرا خداوند بخشنده است. «لا یخاف... الاّ مَن ظَلَم»
تبدیل گناه به خوبى، غیر از محو گناه یا عفو گناه یا انجام خوبى بعد از بدى است؛ مثل آنكه وسایل گناه را در اختیار نیكوكاران قرار دهد. «بَدّلَ حُسنا»
بخشش خداوند، پس از عمل نیك انسان و جبران گناه است. «بَدّل حُسنا... فانّى غفور رحیم»