طسٓۚ تِلۡكَ ءَايَـٰتُ ٱلۡقُرۡءَانِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ
1
طسٓۚ تِلۡكَ ءَايَـٰتُ ٱلۡقُرۡءَانِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ
1
هُدًى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ
2
ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلۡـَٔاخِرَةِ هُمۡ يُوقِنُونَ
3
كلمهى «مُبین» از «اِبانة»، هم به معناى «روشن» به كار مىرود كه به اصطلاح فعل لازم است و هم به معناى «روشنگر» كه فعل متعدّى است.
دایرهى ارشاد از طریق گفتن و شنیدن، گستردهتر از نوشتن و خواندن است. (كلمهى قرآن قبل از كتاب آمده است) «القرآن و كتاب»
حركت انبیا فرهنگى و با قرائت و كتابت همراه است. «آیات القرآن و كتاب»
قرآن، كتابى بس بزرگ است. («كتابٍ»، بدون «الف و لام» و همراه با تنوین نشانهى عظمت است)
قرآن براى مردم قابل درك است. «كتاب مبین»
ارشاد و تبلیغ، باید با محتواى روشن و شیوهاى صریح و قاطع همراه باشد. «تلك - مبین»
هدایت، درجات و مراحلى دارد: هدایت ابتدایى: «هُدىً للنّاس» هدایت تكمیلى: «هُدىً... للمؤمنین»
از امتیازات قرآن، مكتوب بودن: «كتاب» روشن و روشنگر بودن: «مبین» هدایت كردن: «هُدىً» و بشارت دادن است. «بُشرى»
رسالت اصلى قرآن، هدایت و بشارت است و توجّه قرآن به علوم و مسائل دیگر جنبى است. «هُدىً و بُشرى»
ایمان ، كلید هدایت و نجات است. «هُدىً و بشرى للمؤمنین»
در هدایت شدن، قابلیّت شرط اصلى است. «للمؤمنین»
براى ترویج خوبىها، از خوبان تجلیل كنیم. «الّذین...»
در تجلیل، محور كردار مردم است، نه نام وعنوان آنها. «یقیمون... یؤتون...»
عمل، نشانهى ایمان است. «للمؤمنین الّذین یقیمون...»
حتّى مؤمنان اهل نماز و زكات براى تداوم كار خود به هدایت الهى نیاز دارند. «هُدىً... للمؤمنین الّذین...» در قیامت نیز انسان به مرحلهاى از هدایت محتاج است. «یهدیهم ربّهم بایمانهم»1
نمازى ارزش دارد كه با شرایط صحّت و كمال انجام گیرد. «یقیمون» (معناى اقامهى نماز، انجام دادن آن با شرایط است)
رابطه با خداوند بر رابطه با مردم مقدّم است. «یقیمون الصلاة ویؤتون الزكاة» (نماز، قبل از زكات آمده است)
چون نماز و رابطه با خدا، زمینهساز سایر كارهاى خیر است، نام آن در ابتدا آمده است. «الصلاة»
تداوم عمل، به عمل ارزش مىدهد. «یقیمون - یؤتون» (فعل مضارع نشانهى استمرار و تدوام است)
یكى از امتیازات اسلام این است كه مسایل الهى و مردمى، معنوى و مادّى، این جهانى و آن جهانى را در كنار هم قرار داده است. «الصلاة - الزكاة»
در تبلیغ، اوّل كارهایى را مطرح كنید كه براى مردم خرج ندارد. (اوّل نماز، بعد زكات) «الصلاة - الزكاة»
مؤمن در برابر مسایل اجتماعى و نیاز محرومان و گرسنگان، احساس مسئولیّت مىكند. «یؤتون الزكاة»
هركجا حسّاسیّت لازم است، كلام را تكرار كنید. (نماز وزكات با یك كلمه «الّذین» آمده، ولى یقین به معاد با دو بار كلمهى «هُم» بكار رفته است.)
نماز و زكاتى ارزش دارد كه با ایمان به معاد همراه باشد. «و هُم بالاخرة»
اهل یقین، تنها گروه خاصّى هستند. «هم بالاخرة هم یوقنون» تكرار كلمهى «هُم» نشانهى این است كه این گروه، گروه خاصّى هستند.
مؤمنین برنده هستند؛ با نماز خودسازى مىكنند و با زكات مشكلات جامعه را حل و با یقین به معاد، آیندهى خود را تأمین مىكنند. «یقیمون الصلاة... الزكاة... یوقنون»
علم، به فراموشى تبدیل مىشود ولى یقین، با توجّه دائمى همراه است. «یوقنون»
گمان و دانستن كافى نیست، باور قلبى و یقین لازم است. «یوقنون»