سوره نمل - آیات 42 تا 43 جزء 19 - صفحه 380

    فَلَمَّا جَآءَتۡ قِيلَ أَهَـٰكَذَا عَرۡشُكِ‌ قَالَتۡ كَأَنَّهُۥ هُوَ‌ۚ وَأُوتِينَا ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهَا وَكُنَّا مُسۡلِمِينَ

    42

    وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعۡبُدُ مِن دُونِ ٱللَّهِ‌ إِنَّهَا كَانَتۡ مِن قَوۡمٍ كَـٰفِرِينَ

    43

تفسیر نور
پس هنگامى كه (بلقیس) آمد، به او گفته شد: آیا تخت تو این گونه است؟ گفت: گویا خود آن است، و پیش از این، به ما علم (به حقّانیّت سلیمان) داده شده و ما فرمان بردار بوده‌ایم . آنچه (آن زن) به جاى خدا مى‌پرستید، او را (از تسلیم شدن در برابر حقّ) بازداشته بود، و او از قوم كافران بود، (ولى بعد از كفر، ایمان آورد).

نکته‌ها
جمله‌ى «و اوتینا العلم» ظاهراً ادامه‌ى كلام بلقیس است (كه در ترجمه آورده‌ایم) و ممكن است سخن سلیمان و اطرافیان او باشد كه گفته باشند: به ما، قبل از بلقیس علم داده شده و قبل از او مسلمان بودیم.57

سؤال: بلقیس كه از حقانیّت سلیمان اطلاع پیدا كرده بود، چرا زودتر تسلیم نشد؟

پاسخ: جامعه و محیطِ شرك مانع خطشكنى و تسلیم او شده بود، چنانكه قرآن فرمود: «وصَدّها ما كانت تَعبد من دون اللّه اِنّها كانت من قومٍ كافرین»


57) تفسیر كبیرفخررازى.
پیام‌ها
در برخوردهاى ابتدایى، حرف آخر را اوّل نزنید. «اهكذا - كانه هو» (نفرمود: «هذا عرشك» و او هم نگفت: «انّه هو». )

مكتبى ارزش دارد كه بر اساس علم باشد. «و اوتینا العلم من قبلها و كنّا مسلمین»

محیط، جامعه وعقائد خرافى، مانع از ایمان واقعى است. «و صدّها ما كانت»

سوء سابقه، دلیل داشتن آینده‌ى بد نیست. «انّها كانت من قوم كافرین»