قِيلَ لَهَا ٱدۡخُلِي ٱلصَّرۡحَ فَلَمَّا رَأَتۡهُ حَسِبَتۡهُ لُجَّةً وَكَشَفَتۡ عَن سَاقَيۡهَاۚ قَالَ إِنَّهُۥ صَرۡحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتۡ رَبِّ إِنِّي ظَلَمۡتُ نَفۡسِي وَأَسۡلَمۡتُ مَعَ سُلَيۡمَـٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
44
قِيلَ لَهَا ٱدۡخُلِي ٱلصَّرۡحَ فَلَمَّا رَأَتۡهُ حَسِبَتۡهُ لُجَّةً وَكَشَفَتۡ عَن سَاقَيۡهَاۚ قَالَ إِنَّهُۥ صَرۡحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتۡ رَبِّ إِنِّي ظَلَمۡتُ نَفۡسِي وَأَسۡلَمۡتُ مَعَ سُلَيۡمَـٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
44
در ارشاد وتبلیغ، هر كس را باید به شیوهاى هدایت كرد. «قیللها ادخلى الصّرح» با مرفّهان، جورى برخورد نكنیم كه خیال كنند ایمان به معناى فقر است.
امكانات مادّى باید در خدمت تبلیغ دین قرار گیرد. «قیللها ادخلى الصّرح»
با اهداف سلیمانگونه مىتوان از صنعت و امكانات مادّى، براى ارشاد و هدایت دیگران كمك گرفت.
از مهمانان كافر با حُسنخلق پذیرایى كنید. «قیل لها ادخلى الصّرح»
شأن افراد را در پذیرایىها حفظ كنید. «قیل لها ادخلى الصّرح»
گاهى انسان مىبیند، امّا اشتباه تشخیص مىدهد. (خطاى چشم) «حسبته لجّة»
كاخ نشینان كافر را در برابر صنعت و ابتكار و هنر و زیبایىهاى نظام خود، به كرنش وادارید. «صرح ممرّد من قواریر»
سابقهى آینهكارى و استفاده از شیشه در معمارى، به زمان حضرت سلیمان بر مىگردد. «صرح ممرّد من قواریر»
پذیرفتن حقّ، نشانهى حریّت است نه ضعف. «ربّ ظلمتُ نفسى»
وابستگى و دلبستگى به غیر خدا و پرستش غیر او - هر كس و هر چه باشد - ظلم است. «ظلمتُ نفسى»
توبهى واقعى آن است كه گذشتهها را با اقرار جبران كنیم و راه آینده را با چراغ هدایت الهى طى كنیم. «ظلمتُ نفسى و أسلمتُ مع سلیمان»
داشتن نام و نان و عنوان و اطرافیان، شمارا در اقرار به حقّ و تغییر عقیده اسیر نكند. «ظلمتُ نفسى و أسلمتُ»
تكامل، مراحلى دارد:
مرحلهى نخست: خروج از ظلمت،
و مرحلهى بعد: ورود در نور است. «ظلمتُ نفسى و أسلمتُ مع سلیمان»
روح ایمان، همان تسلیم است. هم سلیمان در دعوتنامهى خود به آن اشاره دارد: «وأتونى مسلمین» و هم ملكهى سبا در پایان كار مىگوید: «أسلمتُ»
ایمان، تسلیم شدن در برابر خالق هستى است، نه در برابر خلق، گرچه سلیمان باشد. «أسلمتُ للّه»
زن در انتخاب عقیده و اظهار آن مستقل است. «أسلمتُ للّه»
ایمان به تنهایى كافى نیست، با اولیا و انبیا همراه بودن انسان را بیمه مىكند. «أسلمتُ مع سلیمان للّه»
در برابر پیوندهاى سیاسى، اقتصادى، نظامى و خانوادگى، پیوندهاى الهى و مقدّس نیز یافت مىشود. «مع سلیمان»
زر و زیور افراد وارسته را سیراب نمىكند، گمشدهى آنان دستیابى به سرچشمهى هستى است. «أسلمتُ... للّه ربّ العالمین»
هدف حكومت انبیا، دعوت به سوى خداوند است، نه كشورگشایى. ملكهى سبا نیز این حقیقت را فهمید، لذا در پایان سخنش گفت: «أسلمتُ مع سلیمان للّه ربّ العالمین»