قُل لَّا يَعۡلَمُ مَن فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلۡغَيۡبَ إِلَّا ٱللَّهُۚ وَمَا يَشۡعُرُونَ أَيَّانَ يُبۡعَثُونَ
65
قُل لَّا يَعۡلَمُ مَن فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلۡغَيۡبَ إِلَّا ٱللَّهُۚ وَمَا يَشۡعُرُونَ أَيَّانَ يُبۡعَثُونَ
65
بَلِ ٱدَّٰرَكَ عِلۡمُهُمۡ فِي ٱلۡـَٔاخِرَةِۚ بَلۡ هُمۡ فِي شَكٍّ مِّنۡهَا بَلۡ هُم مِّنۡهَا عَمُونَ
66
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَءِذَا كُنَّا تُرَٰبًا وَءَابَآؤُنَآ أَئِنَّا لَمُخۡرَجُونَ
67
لَقَدۡ وُعِدۡنَا هَـٰذَا نَحۡنُ وَءَابَآؤُنَا مِن قَبۡلُ إِنۡ هَـٰذَآ إِلَّآ أَسَـٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ
68
كلمهى «مَن» براى موجودات باشعور است، بنابراین چه بسا در آسمانها علاوه بر فرشتگان موجودات باشعورى باشند كه در قیامت همچون انسانها مبعوث شوند.
جملهى «بل ادّارك علمهم فىالآخرة» نظیر جمله «كلاّسیعلمون ثمّ كلاّسیعلمون»77 است.
كلمهى «ادّارك» از «تدارك» به معناى پیوستن و ملحق شدن اجزا مىباشد. یعنى مشركان در دنیا گرفتار تشتّت فكرند، ولى در آخرت اطلاعات آنها بهم پیوسته و به علم مىرسند، البتّه دیگر چه سود!
كلمه «اساطیر» جمع «اُسطوره» بهمعناى افسانه است. كافران به پیامبران تهمت مىزدند كه آنچه دربارهى قیامت مىگویید، مطالب بىاساسى است كه براى سرگرمى بیان مىشود.
اگر حقیقتى را ما نپذیرفتیم، دلیل آن نیست كه واقع نمىشود یا وجود ندارد. «ءاذا كنّا»
تكرار سؤال، همراه با ناباورى، نشانهى انكار است. «ءاذا - ءانّا»
یكى از كارهاى دشمنان، ایجاد شك در مسایل عقیدتى است. «ءانّا لمجرمون»
قدیمى بودن حرف، نشانهى ضعف آن نیست. «لقد وعدنا هذا ... من قبل»
همهى انبیا وعدهى معاد مىدادند. «لقد وعدنا هذا نحن و اباؤنا من قبل»
خلافكار، دنبال یافتن شریك جرم است. «نحن و اباؤنا»
افسانه خواندن سخنان انبیا، یكى از حربههاى كافران است. «اساطیر الاوّلین»