سوره نمل - آیات 71 تا 74 جزء 20 - صفحه 383

    وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِينَ

    71

    قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعۡضُ ٱلَّذِي تَسۡتَعۡجِلُونَ

    72

    وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَشۡكُرُونَ

    73

    وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعۡلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمۡ وَمَا يُعۡلِنُونَ

    74

تفسیر نور
و مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، این وعده (عذاب دنیا یا قیامت) كى خواهد بود؟ بگو: چه بسا بخشى از آن عذابى را كه با شتاب مى‌خواهید، در پى شما باشد (و به شما برسد و خود خبر نداشته باشید). و البتّه پروردگار تو بر (این) مردم داراى بخشش است و لكن بیشترشان شكرگزار نیستند. و البتّه پروردگارت، آنچه را در سینه‌هاشان پنهان دارند و آنچه را آشكار مى‌نمایند، (به خوبى) مى‌داند.

نکته‌ها
هنگامى كه انبیا مردم را در مورد قیامت یا قهر خداوند هشدار مى‌دادند، مردم زمان وقوع قیامت را مى‌خواستند ولى از آن جا كه زمان قیامت را جز خدا كسى نمى‌داند، انبیا پاسخ نمى‌دادند و تنها نسبت به اصل قهر الهى به مردم هشدار مى‌دادند، نه زمان آن.

آنچه در سینه‌هاست؛ «ما تكنّ صدورهم» قبل از كارهاى علنى؛ «ما یعلنون» آمده و این مى‌تواند به چند دلیل باشد:

الف: افكار و نیّت‌هاى درونى، انگیزه‌ى كارهاى بیرونى است و لذا مقدّم شده است.

ب: دانستن باطن افراد مهم‌تر از دانستن ظاهر آنان است.

ج: علم خداوند به اهداف و افكار باطنى، براى منكران معاد تهدید بیشترى دارد.

پیام‌ها
كفّاربراى مشاهده‌ى عذاب، شتابى همراه با مسخره دارند. «متى هذا الوعد ان كنتم صادقین»

ندانستن جزئیّات یك حقیقت، دلیل بر انكار اصل آن نیست. (اگر زمان وقوع قیامت را نمى‌دانیم، اصل آن را تكذیب نكنیم). «متى هذا الوعد»

ریشه‌ى سؤال از زمان وقوع قیامت، شك در نبوّت است. «ان كنتم صادقین»

پاسخ دادن به هر سؤالى لازم نیست. (كفّار از پیامبر مى‌خواستند وقت عذاب را معیّن كند، ولى آن حضرت تعیین نمى‌كردند). «عسى أن یكون ردف لكم»

عجله‌ى مردم در نزول عذاب بر كافران، حكمت خدا را تغییر نمى‌دهد. «عسى أن یكون... الّذى تستعجلون»

دنیا جاى كیفر كامل نیست. «بعض الّذى تَستعجلون»

كیفرهاى الهى داراى نظام و زمان‌بندى و مرحله به مرحله است. «ردف لكم»

بیم و امید، در كنار هم سازنده است. «ردف لكم... اِنّ ربّك لذو فضل»

در پى بودن قهرالهى نسبت به كفّار حتمى نیست، آنان مى‌توانند با توبه وتغییر موضع، نجات یابند. «عسى...» («عسى» به معناى بازبودن راه بازگشت است)

چشیدن گوشه‌اى از عذاب دنیوى مى‌تواند وسیله‌ى هوشیارى وتوبه و نوعى فضل الهى باشد. «ردف لكم بعض الّذى تستعجلون و اِنّ ربّك لذو فضل»

تأخیر در كیفر، یكى از شیوه‌هاى تربیت ونشانه‌ى لطف الهى وفرصتى براى توبه است. «اِنّ ربّك لذو فضل»

اكثریّت ناسپاس، مسیر لطف خدا را تغییر نمى‌دهد. «لذوفضل... اكثرهم لایشكرون»

در علم خدا شك نكنید. «اِنّ ربّك لیعلم»

وقتى كه خداوند همه چیز را مى‌داند، گناه و نفاق براى چه؟ «لیعلم ما تكنّ صدورهم و مایعلنون» مخفى یا علنى بودن امور، در علم خداوند تأثیرى ندارد.

ربوبیّت خداوند، مستلزم آگاهى كامل اوست. «ربّك لیعلم»

علم خداوند به نهان و آشكار، ضامن عمل به وعده‌هاى اوست، پس عجله نكنید. «متى هذا الوعد... تستعجلون... انّ ربّك لیعلم...»