سوره قصص - آیات 32 تا 33 جزء 20 - صفحه 389

    ٱسۡلُكۡ يَدَكَ فِي جَيۡبِكَ تَخۡرُجۡ بَيۡضَآءَ مِنۡ غَيۡرِ سُوٓءٍ وَٱضۡمُمۡ إِلَيۡكَ جَنَاحَكَ مِنَ ٱلرَّهۡبِ‌ فَذَٰنِكَ بُرۡهَـٰنَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦٓ‌ۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمًا فَـٰسِقِينَ

    32

    قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلۡتُ مِنۡهُمۡ نَفۡسًا فَأَخَافُ أَن يَقۡتُلُونِ

    33

تفسیر نور
(اى موسى! اكنون) دستت را در گریبانت فرو ببر (خواهى دید كه) بدون هیچ بیمارى، و نقص و عیبى، سفید و درخشان بیرون خواهد آمد، و براى رهایى از (تعجب و) ترس، بازوى خود را جمع كن، پس این (دو معجزه، دو دلیل روشن و) دو برهان از طرف پروردگارت به سوى فرعون و اشراف اطراف اوست، به درستى‌كه آنان گروهى فاسق بوده‌اند. (موسى) گفت: پروردگارا! همانا من یكى‌از آنها (فرعونیان) را كشته‌ام، پس مى‌ترسم كه مرا (به قصاص او) به قتل رسانند.

نکته‌ها
جمله‌ى «واضمُم الیك جَناحَك من الرَّهَب» یا به معناى آن است كه به هنگام ترس و وحشت، دست‌هایت را بر روى سینه و یا زیر بغل بگذار (بر خلاف بعضى كه وقتى مى‌ترسند، دست‌ها را بالا مى‌برند) و یا به معناى كمر همّت بستن و مصمّم شدن و پیش رفتن است.58

در تورات آمده است: وقتى موسى دست در گریبان برد، دستش مرض پیسى گرفت و مانند برف سفید شد،59 ولى قرآن سفیدى دست موسى را از بیمارى نمى‌داند، بلكه آن را نشانه‌ى قدرت الهى مى‌داند كه در مقام ارائه‌ى برهان، راه را بر هر گونه شبهه و انحراف ببندد. «بیضاء من غیر سوء»


58) تفسیر المیزان.

59) تورات، سِفر خروج، باب 4، جمله 6.

پیام‌ها
همراه با نمود قهر، نمودى از لطف نیز ضرورى است. «تَهتَزّ كانّها جانّ - تخرج بیضاء من غیر سوء» (در كنار مار ترسان، دست درخشان لازم است)

معجزات الهى، نقصان و عوارض سوئى ندارد. «من غیر سوء»

ارشاد و دعوت باید پشتوانه‌ى منطقى والهى داشته باشد. «برهانان من ربّك»

مار شدن عصا و سفید شدن دست، نشانه‌اى از تشویق و تنبیه، انذار و بشارت است كه دو عنصر اساسى در زمینه تربیت است. «برهانان من ربّك»

براى اصلاح جامعه، باید ابتدا به سراغ ریشه‌ها و سرچشمه‌هاى فسق و فساد رفت. «الى فرعون و ملائه»

قانون قصاص، سابقه‌اى طولانى دارد. «قَتَلتُ منهم نَفساً فَأخاف أن یَقتلون»

در پذیرش مسئولیّت، موانع را مطرح و ارزیابى كنیم. «فَأخاف أن یَقتلون»