وَلَا تَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَۘ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَۚ كُلُّ شَيۡءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجۡهَهُۥۚ لَهُ ٱلۡحُكۡمُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ
88
وَلَا تَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَۘ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَۚ كُلُّ شَيۡءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجۡهَهُۥۚ لَهُ ٱلۡحُكۡمُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ
88
در این آیه، شركزدایى با عبارات مختلفى بیان شده است؛
الف: خداى دیگرى را با «اللّه» مخوانید.
ب: معبودى جز اللّه نیست.
ج: همه چیز جز او نابود شدنى است.
د: حاكمیّت، تنها از آن اوست.
ه : تنها به سوى او باز مىگردید.
پادشاه كشور سعودى هر سال روز عید قربان علماى فرقههاى اسلامى را میهمان مىكند. در یكى از سالها علاّمه سیّد شرفالدین جبل عاملى (از علماى برجسته لبنانى) به مهمانى دعوت مىشود. علاّمه همین كه وارد جلسه شد، قرآنى را كه جلد چرمى داشت به شاه هدیه كرد. شاه آن را گرفت و بوسید. علاّمه گفت: تو مشرك هستى! شاه ناراحت شد كه چرا چنین تهمتى مىزنى؟ علاّمه گفت: چون شما چرمى را بوسیدى كه پوست حیوان است و احترام به پوست حیوان شرك است!
شاه گفت: من هر پوستى را نمىبوسم، كفش من از چرم و پوست حیوان است؛ ولى هرگز آن را نمىبوسم، این قطعه چرم، جلد قرآن قرار گرفته است.
علاّمه فرمود: «ما نیز هر آهنى را نمىبوسیم، آهنى را مىبوسیم كه صندوق یا ضریح و دژ و پنجرهى قبر پیامبر یا امامان معصومعلیهم السلام باشد».
آرى، شرك آن است كه ما كسى یا چیزى را در برابر خدا عَلم كنیم و براى او قدرتى مستقلّ قائل شویم، در حالى كه شیعه قدرت اولیاى خدا را مستقل نمىداند، بلكه قدرتى وابسته به قدرت الهى مىداند و اگر گنبد وبارگاهى مىسازد بهخاطر آن است كه به مردم اعلام كند در این جا مرد توحید دفن شده است. كسى كه در اینجا دفن شده در راه خداشهید گشته و فدا و فناى توحید شده است. پس گنبد و بارگاه، یعنى مركزى كه زیر آن فریاد توحید بلند است، نه مركزى در برابر مسجد.
امام رضاعلیه السلام فرمودند: «وجه اللّه» پیامبر خدا و حجّتهاى او در زمین هستند كه به وسیله آنان به خدا، دین و معرفت او توجّه مىشود.107 در دعاى ندبه درباره امام زمانعلیه السلام مىخوانیم: «أین وجه اللّه الّذى یُؤتى» و نیز مىخوانیم: «أین وجه الّذى یتوجّه الاولیاء»
107) توحید صدوق، ص117.
به آنچه رفتنى است، دل نبندیم و خود را اسیر آنها نسازیم. «كلّ شىءٍ هالك الاّ وجهه» چنانكه حضرت ابراهیم فرمود: «لا اُحبّ الآفلین»108
حاكمیّت، مخصوص خداوند است. «له الحكم»
معبود واقعى چند شرط دارد:
الف: فناپذیر نباشد. «كلّ شىء هالك الا وجهه»
ب: بر هستى فرمانروا باشد. «له الحكم»
ج: فرجام همه به دست او باشد. «الیه ترجعون»
مرگ، نابودى نیست، بازگشت به مبدأ است. «الیه ترجعون»
پروردگارا! مزهى تلاوت، تدبّر و پندگیرى از قرآن را به ما بچشان.
پروردگارا! چراغ دل ما را به نور قرآن روشن و وجود ما را روشنىبخش قرار ده.
پروردگارا! رفتار و گفتار ما را برخاسته از قرآن و سیرهوسنّت پیامبراكرمصلى الله علیه وآله واهلبیت معصومشعلیهم السلام قرار بده.