وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَلَبِثَ فِيهِمۡ أَلۡفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمۡسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ ٱلطُّوفَانُ وَهُمۡ ظَـٰلِمُونَ
14
وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَلَبِثَ فِيهِمۡ أَلۡفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمۡسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ ٱلطُّوفَانُ وَهُمۡ ظَـٰلِمُونَ
14
فَأَنجَيۡنَـٰهُ وَأَصۡحَـٰبَ ٱلسَّفِينَةِ وَجَعَلۡنَـٰهَآ ءَايَةً لِّلۡعَـٰلَمِينَ
15
تنها پیامبرى كه مدّت رسالتش در قرآن بیان شده، حضرت نوح است. نهصد و پنجاه سال، مدّت رسالت حضرت نوح تا زمان طوفان است؛ امّا مدّت زندگى آن حضرت و پیامبرى آن حضرت پس از طوفان، بیان نشده است.
آشنایى با تاریخ اقوام گذشته، مورد توجّه قرآن است. «و لقد ارسلنا نوحاً» (بیان تاریخ انبیاى پیشین، تسلّى بخش پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله است.)
انبیا، در میان مردم بودند. «فیهم» (اگر پیامبرى از مردم قهر كند، تنبیه مىشود. چنانكه در مورد حضرت یونس مىخوانیم: «فالتقمه الحوت»122 پس از دورى از مردم، نهنگى او را بلعید.)
قرآن، با بیان عمر طولانى انسان، آن را محال نمىداند. «الف سنة ...»
اگر قابلیّت و آمادگى پذیرش نباشد، هزار سال تبلیغ هم اثرى ندارد. «الف سنة الاّ خمسین عاما»
در تربیت و تبلیغ، صبر و پایدارى لازم است. «الف سنة الاّخمسین عاماً» این آیه پایدارى نوحعلیه السلام و سرسختىمردم را نشان دهد.
آمار را دقیق نقل كنیم. «الف سنة الاّ خمسین عاماً»
بىتوجّهى به پیام انبیا، ظلم است و ظلم، كلید قهر الهى است. «فاخذهم الطّوفان و هم ظالمون»
پیامبران و پیروان آنها، از قهر الهى در امانند. «فانجیناه واصحاب السفینة»
طول عمر نوح، ساختن كشتى و زیر آب رفتن همهى زمین، به امر خداوند بوده است. «ارسلنا... الف سنة... فانجیناه و اصحاب السّفینة»
یارى الهى به معناى ترك كوشش و تلاش نیست. حضرت نوح و یاران او كشتى را ساختند. «السّفینة»
بعضى از افراد و حوادث، فوق زمان و مكانند. «آیة للعالمین»