وَلَمَّآ أَن جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطًا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعًا وَقَالُواْ لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَـٰبِرِينَ
33
وَلَمَّآ أَن جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطًا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعًا وَقَالُواْ لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَـٰبِرِينَ
33
«ذراع» به قسمتى از دست (از آرنج تا انگشتان) گفته مىشود. تنگ شدن ذراع، كنایه از ناتوانى و فروماندگى است، زیرا كسى كه آرنجش كوتاه باشد، نسبت به انجام بسیارى از كارها ناتوان است. به هر كس كه به نحوى از پا مىافتد و كارى دستش نیست مىگویند: «ضاق بهم ذرعاً».139
«لاتخف» دربارهى نگرانى از حوادث و سختىها یا تلخىهاى احتمالى در آینده است. و «لاتحزن» اندوه و غم به خاطر امور گذشته مربوط مىشود.
شیوع فساد، نباید ما را بىتفاوت كند. «سىء بهم و ضاق بهم» (غیرت دینى لازمهى ایمان است.) «سىء بهم»
بسیارى از نگرانىها، به خاطر بىخبرى از آینده است. «ضاق بهم ذرعاً و قالوا لاتخف و لاتحزن»
نگرانى درونى، در چهره اثر مىگذارد. فرشتگان با دیدن آثار نگرانى از سیماى حضرت لوط، به او گفتند: «لاتخف و لاتحزن»
مؤمنان را با وعدههاى حقّ و آرامبخش، از دلهره و اضطراب نجات دهیم. «لاتخف و لاتحزن انّا منجّوك»
در بیان حقایق، ابتدا نقاط مثبت را بگوییم. «انّا منجّوك»
خداوند، اولیاى خود را حفظ مىكند. «انّا منجّوك»
پیوند خانوادگى، انسان را نجات نمىدهد، ایمان و عمل صالح كلید نجات است. «الاّ امراتك»
زن، داراى شخصیّتى مستقل است و مىتواند در برابر نظام فرهنگى و اقتصادى خانواده یا جامعه مقاومت كند. «الاّ امراتك»
راهنماى فساد نیز مفسد است. «الاّ امراتك» (همسر لوط به افراد فاسد اطلاع مىداد كه مهمان آمده، شما براى گناه به سراغش بروید.)