أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ أَن يَسۡبِقُونَاۚ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ
4
أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ أَن يَسۡبِقُونَاۚ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ
4
مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ لَـَٔاتٍۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ
5
خیال پردازىها را با یاد مرگ و معاد درمان كنیم. هم مؤمنانى كه در بوتهى آزمایشند و هم خلافكاران بدانند كه فرصتها تمام شدنى است و مهر و قهر الهى به سراغشان خواهد آمد. «أحسب النّاس أن یتركوا ... أم حسب الّذین یعملون السّیئات ... من كان یرجوا لقاء اللّه...»
نه مدّعیان ایمان، از امتحان الهى رها مىشوند و نه خلافكاران، از انتقام الهى. «یسبقونا» (خلافكاران، خیال مىكنند دست خدا به آنان نمىرسد.)
باید تفكّرات و پندارهاى باطل را محكوم كرد. «ساء ما یحكمون»
خداوند، هم گفتار ما در اظهار ایمان را مىشنود و هم پندار و روحیات ما را مىداند. «و هو السمیع العلیم»