وَيَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَلَوۡلَآ أَجَلٌ مُّسَمًّى لَّجَآءَهُمُ ٱلۡعَذَابُۚ وَلَيَأۡتِيَنَّهُم بَغۡتَةً وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ
53
وَيَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَلَوۡلَآ أَجَلٌ مُّسَمًّى لَّجَآءَهُمُ ٱلۡعَذَابُۚ وَلَيَأۡتِيَنَّهُم بَغۡتَةً وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ
53
يَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكَـٰفِرِينَ
54
در تأخیر عذاب و قهر الهى بركاتى است از جمله:
الف: فرصتى است براى توبه.
ب: پیدایش فرزندان صالح از پدران منحرف.
ج: آزمایش مردم در دیندارى و مقاومت.
سقوط فكرى انسان به قدرى است كه حاضر است هلاك شود، ولى حقّ را نپذیرد. «یستعجلونك بالعذاب»
امور این عالم، داراى زمانبندىهاى حساب شده و معیّن است. «اجلٌ مسّمىً»
قهر ناگهانى خداوند براى آمادگى دایمى ماست. «بغتةً»
قهر الهى قابل پیشبینى نیست. «لا یشعرون»
گرچه كفّار به خاطر ناباورى یا استهزا، عذاب فورى را از پیامبر توقّع دارند، ولى بدانند احاطهى دوزخ بر كافران قطعى است. «لمحیطة بالكافرین»