إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا وَٱللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ
122
إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا وَٱللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ
122
1- ترس از دشمن كه بیش از مسلمانان بودند.
2- ناراحتى از اینكه چرا در مقام مشورت به رأى ما توجّه نشد و به جاى دامنه اُحد، در شهر سنگر نگرفتهاند.
3- ایراد به اینكه چرا پیامبر اجازه نداد یهودیانِ هم پیمان، به آنان كمك كنند. ولى خداوند با لطف خود این دو گروه را از افتادن به دام گناه و فرار از میدان جنگ نگهداشت و آنان را در ولایت خود حفظ كرد.142
روزهاى سخت و تجربه از آنها را فراموش نكنید. «اذ همّت»
همهى كسانى كه به جبهه جنگ مىروند یكسان نیستند. «طائفتان... ان تفشلا»
وجود عناصر سست بنیاد در جبههها، عامل شكست و خطر است. «تفشلا»
اگر انسان تحت ولایت خدا نباشد، سست مىشود. «ان تفشلا واللّه ولیّهما»
خداوند مؤمنان را به حال خود رها نمىكند و در مواقع حساس دست آنان را مىگیرد. «واللّه ولیّهما»
فكر گناه، اگر به مرحلهى عمل نرسد، انسان را از تحت ولایت الهى خارج نمىكند. «همّت... واللّه ولیّهما»
یگانه داروى سستى، توكّل بر خداست. كه این دارو تنها در دست مؤمنان است. «وعلى اللّه فلیتوكّل المؤمنون»
توكّل بر خداوند، عامل پیروزى است. «همّت... ان تفشلا واللّه ولیّهما و على اللّه فلیتوكّل»