لَّقَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحۡنُ أَغۡنِيَآءُۘ سَنَكۡتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ
181
لَّقَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحۡنُ أَغۡنِيَآءُۘ سَنَكۡتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ
181
ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّامٍ لِّلۡعَبِيدِ
182
یهودیان زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله چون به رفتار نیاكان خود در مورد قتل انبیا راضى بودند، خداوند نسبت قتل را به آنان نیز مىدهد. «و قتلهم الانبیاء»
امام باقرعلیه السلام دربارهى این آیه فرمودند: كسانى كه امام را نسبت به آنچه به او مىدهند فقیر مىدانند، نظیر كسانى هستند كه مىگویند: «انّ اللَّه فقیر»201
جهل وغرور، مرز و نهایت ندارد، تا آنجا كه بشر ناتوان نیازمند مىگوید: خداوند فقیر است و ما غنى هستیم. «ان اللَّه فقیر و نحن اغنیاء»
احساس غنا و بىنیازى، زمینهى سرپیچى از فرامین الهى و استهزاى آنهاست. «نحن اغنیاء»
برخى كوتهفكر، گمان مىكنند ریشهى دستورات الهى نیاز است. «انّ اللَّه فقیر»
همهى گفتارها و كردارها ثبت مىشود. «سنكتب ما قالوا و قتلهم»
گناهِ یاوه گویى دربارهى خداوند، هم سنگِ گناه كشتن انبیاست. «قالوا ان اللَّه فقیر... و قتلهم الانبیاء»
ملاك ارزیابى گفتار و كردار، از هركس كه باشد، حقّ است. حتّى كشتن پیامبران چون ناحق است مورد كیفر واقع مىشود. «قتلهم الانبیاء بغیر حق»
انسان در انجام عمل آزاد است، لذا كارها به خود او نسبت داده مىشود. «قدّمت ایدیكم»
پاداش و كیفر الهى، بر طبق عدالت و بر اساس اعمال آزادانه و آگاهانه خود انسان است. «ذلك بما قدّمت ایدیكم»
كیفرهاى الهى، ظلم خدا بر بشر نیست، بلكه ظلم بشر بر نفس خویشتن است. «انّ اللّه لیس بظلام للعبید»
اگر خداوند افراد بخیل و قاتلان انبیا را مجازات نكند، به فقرا و انبیا ظلم كرده است. «انّ اللّه لیس بظلام للعبید»