وَلَئِنۡ أَرۡسَلۡنَا رِيحًا فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرًّا لَّظَلُّواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ
51
وَلَئِنۡ أَرۡسَلۡنَا رِيحًا فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرًّا لَّظَلُّواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ
51
فَإِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوۡاْ مُدۡبِرِينَ
52
بادهاى مخرّب، نسبت به بادهاى مفید كم هستند. «ارسلنا ریحاً» (در حالى كه دربارهى بادهاى مفید فرمود: «یرسل الریاح»)
گاهى انسان با یك حادثهى تلخ، از مدار توحید خارج مىشود و در مدار كفر و شرك قرار مىگیرد. «لظلّوا من بعده یكفرون» (گاهى یك باد زیانبار، حال شادى، «یستبشرون» را به حال ناكامى، «یكفرون» تبدیل مىكند.)
در ارشاد و تبلیغ، كامل بودن مرشد و شیوهى ارشاد و محتواى آن، كافى نیست؛ قابلیّت طرف نیز لازم است. «انك لا تسمع الموتى»
ناشنوا، گاهى با نگاه به حركت لبها مطالبى را مىفهمد، ولى مصیبت آنجاست كه هم گوش ناشنوا باشد و هم انسان به گوینده پشت كند كه در این حال اشاره را هم نمىفهمد. این، مَثَل كسانى است كه به حقّ پشت كنند. «ولا تسمع الصمّ الدعاء اذا ولّوا مدبرین»
اعراض از حقّ، وقتى خطرناك است كه پشت كردن به حقّ، با عنایت و لجاجت باشد و شیوهى دائمى افراد قرار گیرد. «مدبرین»