أَوَلَمۡ يَهۡدِ لَهُمۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ يَمۡشُونَ فِي مَسَـٰكِنِهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۚ أَفَلَا يَسۡمَعُونَ
26
أَوَلَمۡ يَهۡدِ لَهُمۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ يَمۡشُونَ فِي مَسَـٰكِنِهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۚ أَفَلَا يَسۡمَعُونَ
26
در این آیه كه مسألهى هلاكت اقوام پیشین بیان شده و به تاریخ مربوط است باید پیام آن را با شنیدن دریافت كرد، لذا در پایان آیه مىخوانیم: «أفلایسمعون» ولى در آیهى بعد كه سحن از سبز شدن زمینهاى بىگیاه است، پیام آیه را با دیدن دریافت مىكنیم، لذا در پایان آیه مىخوانیم: «أفلایبصرون»
تحوّلات تاریخ، قانونمند است. (هلاكت اقوام پیشین از یك سو و سفارش به عبرت گرفتن دیگران از سوى دیگر، نشان دهندهى آن است كه حوادث تاریخى، تصادفى نیست، بلكه رمز و رازى دارد كه باید به آن پى برد. ) «أو لمیهد لهم»
سقوط قبایل سركش، از بهترین مایههاى هدایت آیندگان است. «أو لمیهد لهم كم اهلكنا من قبلهم»
قبایل سركش و هلاك شده در تاریخ بسیارند. «كم اهلكنا... من القرون»
بازدید از آثار باستانى و آثار به جاى مانده از اقوام پیشین مورد سفارش اسلام است؛ امّا به شرط آنكه همراه پند و عبرت باشد، نه از روى غفلت. «أولم یهد لهم - یمشون فى مساكنهم»
بهترین صحنههاى عبرتآموز، آن جاست كه خود انسان حضور دارد. «یمشون فى مساكنهم»
حفظ آثار باستانى نیاكان، براى عبرت آیندگان لازم است. «مساكنهم»
عوامل عزّت و ذلّت اقوام گذشته را بررسى كنید و از آن درس عبرت گیرید. «انّ فى ذلك لعبرة»
سقوط ملّتها و تمدّنها، جلوهاى از آیات الهى است. «انّ ذلك لایات...»
اگر گوش شنوا باشد، خرابههاى خاموش نیز براى ما پیام دارند. «أفلایسمعون»