سوره احزاب - آیات 10 تا 11 جزء 21 - صفحه 419

    إِذۡ جَآءُوكُم مِّن فَوۡقِكُمۡ وَمِنۡ أَسۡفَلَ مِنكُمۡ وَإِذۡ زَاغَتِ ٱلۡأَبۡصَـٰرُ وَبَلَغَتِ ٱلۡقُلُوبُ ٱلۡحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِٱللَّهِ ٱلظُّنُونَاْ

    10

    هُنَالِكَ ٱبۡتُلِيَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَزُلۡزِلُواْ زِلۡزَالًا شَدِيدًا

    11

تفسیر نور
آن گاه كه دشمنان از بالا و پايين (شهر) شما به سراغتان آمدند (و مدينه را محاصره كردند)، و آن گاه كه چشم‌ها (از ترس) خيره شده بود و جان‌ها به حنجره‌ها رسيده بود، و به خداوند گمان‌هاى (بدى) مى‌برديد. آن جا بود كه مؤمنان آزمايش شدند و به لرزه‌ى سختى دچار شدند.

پیام‌ها
زمانى مزه‌ى الطاف الهى را مى‌چشيد كه صحنه‌هاى تلخ را نزد خود مجسّم كنيد. «اذ جاؤكم - اذ زاغت»

مسلمانان بايد مراقب تمام مرزهاى كشور خود باشند. «فوقكم - اسفل منكم»

حالت‌هاى روحى در جسم اثر مى‌گذارد. (ترسيدن سبب مى‌شود كه چشم و دل كار عادّى خود را از دست بدهند، خيره شدن چشم و تند شدن ضربان قلب نمونه آن است.) «زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر»

بعضى مؤمنان، به هنگام بروز پيش آمدهاى سخت به قدرت خداوند سوءظن مى‌برند. «تظنّون باللّه»

مؤمن در معرض ابتلا و آزمايش است. «ابتُلى المؤمنون»

جنگ، ترس، وحشت و شرايط سخت، وسيله آزمايش‌اند. «هنالك ابتلى»

در سختى‌ها، انسان‌ها شناخته و صف‌ها جدا مى‌شوند. «هنالك ابتُلى» (در ميدان‌هاى جنگ، از حضور روشنفكرنماها و منافقان خبرى نبود.)

استوارى انسان، در گرو استوارى روحيّه‌ى اوست. (اگر روح ضربه ديد انسان متزلزل مى‌شود.) «زلزلوا»