إِذۡ جَآءُوكُم مِّن فَوۡقِكُمۡ وَمِنۡ أَسۡفَلَ مِنكُمۡ وَإِذۡ زَاغَتِ ٱلۡأَبۡصَـٰرُ وَبَلَغَتِ ٱلۡقُلُوبُ ٱلۡحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِٱللَّهِ ٱلظُّنُونَاْ
10
إِذۡ جَآءُوكُم مِّن فَوۡقِكُمۡ وَمِنۡ أَسۡفَلَ مِنكُمۡ وَإِذۡ زَاغَتِ ٱلۡأَبۡصَـٰرُ وَبَلَغَتِ ٱلۡقُلُوبُ ٱلۡحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِٱللَّهِ ٱلظُّنُونَاْ
10
هُنَالِكَ ٱبۡتُلِيَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَزُلۡزِلُواْ زِلۡزَالًا شَدِيدًا
11
مسلمانان بايد مراقب تمام مرزهاى كشور خود باشند. «فوقكم - اسفل منكم»
حالتهاى روحى در جسم اثر مىگذارد. (ترسيدن سبب مىشود كه چشم و دل كار عادّى خود را از دست بدهند، خيره شدن چشم و تند شدن ضربان قلب نمونه آن است.) «زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر»
بعضى مؤمنان، به هنگام بروز پيش آمدهاى سخت به قدرت خداوند سوءظن مىبرند. «تظنّون باللّه»
مؤمن در معرض ابتلا و آزمايش است. «ابتُلى المؤمنون»
جنگ، ترس، وحشت و شرايط سخت، وسيله آزمايشاند. «هنالك ابتلى»
در سختىها، انسانها شناخته و صفها جدا مىشوند. «هنالك ابتُلى» (در ميدانهاى جنگ، از حضور روشنفكرنماها و منافقان خبرى نبود.)
استوارى انسان، در گرو استوارى روحيّهى اوست. (اگر روح ضربه ديد انسان متزلزل مىشود.) «زلزلوا»