وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًا
3
وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًا
3
مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلۡبَيۡنِ فِي جَوۡفِهِۦۚ وَمَا جَعَلَ أَزۡوَٰجَكُمُ ٱلَّـٰٓـِٔي تُظَـٰهِرُونَ مِنۡهُنَّ أُمَّهَـٰتِكُمۡۚ وَمَا جَعَلَ أَدۡعِيَآءَكُمۡ أَبۡنَآءَكُمۡۚ ذَٰلِكُمۡ قَوۡلُكُم بِأَفۡوَٰهِكُمۡ وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلۡحَقَّ وَهُوَ يَهۡدِي ٱلسَّبِيلَ
4
«ظِهار» يعنى آنكه مردى به همسرش بگويد: تو همچون مادرم بر من حرام هستى. اين كار كه در زمان جاهليّت به عنوان نوعى طلاق رسم بوده، حرام است و كفّاره دارد. براى توضيح بيشتر به كتابهاى فقهى مراجعه كنيد.
قرآن، احساسات و عواطف و گرايشهاى درونى را به قلب انسان نسبت مىدهد.
سعى كنيم دليل دستورها را بيان كنيم. «توكّل على اللّه - كفى باللّه وكيلا» (كسى كه خدا دارد چه ندارد؟)
گرايشهاى قلبى و فطرى انسان، يك چيز بيشتر نيست و هر چه انسان بر خلاف آن بگويد يا عمل كند، نفاق شخصى اوست نه ارادهى الهى. «و ما جَعَل اللّه لرجل من قلبين»
در يك دل، دو دوستى متضادّ جمع نمىشود. «من قلبين» (دوستى و پيروى از وحى، با ولايت و پيروى از كافران و منافقان سازگار نيست.)
رابطهى پدر و مادر با فرزند، يك رابطهى حقيقى و طبيعى است نه تشريفاتى و قراردادى. (نه همسر، مثل مادر مىشود، «ما جعل ازواجكم الّآئى تظاهرون منهنّ امّهاتكم» و نه فرزند خوانده، فرزند مىشود. «ما جعل ادعيائكم ابنائكم»
يكى از وظايف انبيا، زدودن خرافات از جامعه است. «ما جعل... ذلكم قولكم بافواهكم»
معيار حقّ و باطل، وحى الهى است، نه رسم و رسوم و آداب و عادات اجتماعى. «ذلكم قولكم بافواهكم و اللّه يقول الحقّ»