سوره احزاب - آیات 47 تا 48 جزء 22 - صفحه 424

    وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلًا كَبِيرًا

    47

    وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَـٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَـٰفِقِينَ وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ‌ۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًا

    48

تفسیر نور
و به مؤمنان بشارت ده كه براى آنان از سوى خداوند بخششى بزرگ است. و كافران و منافقان را اطاعت مكن، و به آزارشان اعتنا مكن، و بر خدا توكّل نما كه خداوند براى وكالت كافى است.

نکته‌ها
بى‌اعتنایى به آزار و اذیّت دشمنان به معناى سستى و كوتاهى در برخورد با آنان نیست، بلكه به معناى توكّل و امیدوارى به رحمت الهى، دلسرد نشدن از برخوردهاى آنان است.

پیامبر، از جانب خداوند مأمور مى‌شود تا به مؤمنان بشارت دهد كه لطف و فضل ویژه او شامل حال آنان مى‌شود و این خود بزرگ‌ترین لطف خداست.

این آیه، «و بشّر ...» مصداق و نمونه‌ى آیه‌ى قبل است كه فرمود: «مبشّراً».

پیام‌ها
ایمان، شرط دریافت الطاف ویژه‌ى الهى است. «بشّر المؤمنین»

رهبر باید به مؤمنان بشارت دهد. «بشّر المؤمنین»

رفتار خدا با مؤمنان بر اساس فضل است. «من اللّه فضلاً» البتّه تفضّلات الهى بر بندگان، داراى درجات و مراتبى است. «فضلاً كبیراً»

كسى كه به سرچشمه‌ى قدرتِ حقّ دلگرم شد، مى‌تواند از منحرفان جدا شود. «من اللّه فضلا كبیرا - ولا تطع ...»

بى اعتنایى به كار شكنى‌هاى كفّار و منافقان و مقاومت در برابر خواسته‌هاى آنان، به توكّل نیاز دارد. «لا تطع - دَع اَذاهم - توكّل»

كفّار و منافقان در یك خط هستند. «ولا تطع الكافرین و المنافقین» كار هر دو آزار دادن مؤمنان است. «اذاهم»

در شرایطى، رهبر باید فقط ارشاد كند و به فكر مقابله به مثل و انتقام از مخالفان نباشد. «دَع اَذاهم»

به خداوند توكّل كنیم، زیرا او وكیل لایق و با كفایتى است. «و كفى باللّه وكیلا»