وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَـٰنٍ إِلَّا لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡـَٔاخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٌ
21
وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَـٰنٍ إِلَّا لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡـَٔاخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٌ
21
ایمان به قیامت، سدّى است در برابر شیطان. «لنعلم من یؤمن بالآخرة»
فلسفهى وجود شیطان و وسوسههاى او، ایجاد چند راه پیش روى انسان و قدرت انتخاب و آزمایش اوست. «الاّ لنعلم...»
انسان با تردید و تزلزل، راه سلطهى شیطان را بر روى خود باز مىكند. «ما كان له علیهم من سلطان... ممن هو منها فى شك»
انسان در انتخاب راه و عمل، اختیار دارد. «من یؤمن بالآخرة ممن هو منها فى شك»
در علم خداوند، نسیان و سهو راه ندارد. «حفیظ»