وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَـٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُۥۚ حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡ قَالُواْ ٱلۡحَقَّ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ
23
وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَـٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُۥۚ حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡ قَالُواْ ٱلۡحَقَّ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ
23
جمله «الاّ لمن اذن له» را دو گونه مىتوان معنا كرد:
الف: شفاعت نزد خدا سودى ندارد، مگر شفاعت انبیا و اولیا و شفاعت كنندگانى كه از طرف خداوند اجازهى شفاعت داشته باشند.
ب: شفاعت نزد خدا سودى ندارد، مگر براى آن دسته از گناهكارانى كه خدا اجازهى شفاعت براى آنان را به اولیا بدهد.
در تفسیر اطیب البیان، آیهى مورد بحث چنین معنا شده است: در قیامت جز براى افرادى كه خداوند اجازه دهد، شفاعت سودى ندارد و مجرمان در آن روز وحشت زدهاند و نالهها دارند تا آن كه صدایشان خاموش شود و ناله و فزع از دلهاى آنان برخیزد. فرشتگان یا مؤمنان از این مجرمان مىپرسند: پروردگار شما در دنیا به شما چه گفت؟ مىگویند:گفت، ولى ما گوش ندادیم.
شفاعت به این معنا نیست كه شفاعت كنندگان از خداوند مهربانترند، زیرا خداوند است كه به شفاعت كنندگان اجازهى شفاعت مىدهد. «لمن اذن له»
شفاعت، كارى مستقل در برابر ارادهى حتمى او نیست، بلكه در راستاى ارادهى خداست. «اذن له»
در قیامت هم امكان شفاعت هست، ولى با اذن الهى. «لا تنفع الشفاعة عنده الاّ لمن أذن له»
اذنى كه خداوند به افراد مىدهد تا شفاعت كنند یا شفاعت شوند بر اساس حقّ است، یعنى شفاعت كنندگان به خاطر قرب الهى به آن مقام مىرسند و شفاعت شوندگان به خاطر حفظ ارتباط با راه خدا لایق دریافت شفاعت مىشوند. «قالوا ماذا قال ربّكم قالوا الحقّ»