دو دریا یكسان نیستند: این یكى شیرین، لطیف (و) نوشیدنش گواراست، و آن یكى، شور و تلخ است، ولى شما از هر دو گوشت تازه مىخورید و زیور (و مروارید) بیرون مىآورید و مىپوشید. كشتىها را در آن مىبینى كه امواج را مىشكافند تا از فضل او (روزى) طلبید و شاید شكرگزار باشید.
نکتهها
«
عَذب» به معناى شیرین، «
فُرات» به معناى لطیف، «
سائغ» به معناى گوارا و «
مواخر» جمع «
مأخرة» به معناى شكافنده است.
زندگى افراد؛
گاهى شیرین است و گاهى تلخ.
گاهى همراه شهرت است و گاهى همراه گمنامى.
گاهى همراه غناست، گاهى همراه فقر.
گاهى با سلامتى است و گاهى با بیمارى.
لیكن اگر انسان، صیّاد، غوّاص و ناخداى خوبى باشد، در همهى شرایط متضادّ مىتواند موفّق باشد. «و من كلّ تأكلون... و تستخرجون»
بهرهگیرى از ماهى و استخراج مواد زینتى و كشتیرانى، بركاتى است كه با تلاش انسان همراه است وگرنه بركات دریا بسیار است، از جمله: تشكیل ابرها از بخار دریا، تصفیه هوا، پرورش انواع موجودات آبزى.
پیامها

اول از شیرینىها بگویید. (با آن كه اكثر دریاها آب شور و تلخ دارند ولى در بیان قرآن اول آب شیرین ذكر شده است.) «
هذا عذب - هذا ملح»
خام خوارى و تحریم گوشت، مورد قبول اسلام نیست. «تأكلون لحماً»
دریا، بستر خوراك، پوشاك و مركب انسان است. «تأكلون - تلبسونها - ترى الفلك»
در تغذیه باید به سراغ گوشت تازه رفت. «لحماً طریّاً»
انسان به زیبائى گرایش فطرى دارد و بهره بردن از زینت مورد قبول اسلام است. «تستخرجون حلیة تلبسونها»
نعمتهاى الهى فضل اوست. ما از او طلبى نداریم. «من فضله»
رزق و فضل الهى در سایه تلاش و كوشش خود انسان بدست مىآید. «لتبتغوا من فضله»
توجّه به نعمت، زمینهى شكوفا شدن روح شكرگزارى است. «تشكرون»