إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ كِتَـٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَـٰهُمۡ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرۡجُونَ تِجَـٰرَةً لَّن تَبُورَ
29
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ كِتَـٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَـٰهُمۡ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرۡجُونَ تِجَـٰرَةً لَّن تَبُورَ
29
«تبور» از «بوار» به معناى كسادى شدید در تجارت است. از آنجا كه این امر موجب فساد و نابودى است به هلاكت هم بوار گفته مىشود.
در آیه قبل «یخشى اللّه» مطرح شد و در این آیه «یرجون»؛ آرى، مردان خدا میان خوف و رجا هستند.573
در قرآن بارها نماز و قرآن، در كنار هم مطرح شدهاند:
«یتلون كتاب اللّه و اقاموا الصلاة»574 كتاب خداوند را تلاوت مىكنند و نماز به پا مىدارند.
«یمسّكون بالكتاب و اقاموا الصلاة»575 به كتاب آسمانى تمسك مىكنند و نماز به پا مىدارند.
«اتل ما اُوحى الیك من الكتاب و اقم الصلاة»576 آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده تلاوت كن و نماز به پا دار.
امتیازات تجارت با خدا
آنچه از سرمایه داریم، (سلامتى، علم، عمر، آبرو، مال و...) از اوست پس به خود او بفروشیم. آرى، اگر فرزندى زمین و مصالح و پولى از پدر گرفت و منزلى ساخت بعد افرادى خریدار منزلش شدند كه یكى از آنان همان پدر بود، عقل و وجدان مىگوید خانه را به پدر بفروشد، زیرا خود فرزند و تمام دارایىهایش از اوست و فروش به بیگانه جوانمردى نیست.
خداوند به بهاى بهشت ابدى مىخرد، ولى دیگران هر چه بخرند، ضرر و خسارت است، چون ارزان مىخرند و زودگذر است.
خداوند كم را مىپذیرد، «فمَن یَعمل مثقال ذرّة» ولى دیگران كم را نمىپذیرند.
خداوند، از روى عفو و اغماض، عیب جنس را مىپوشاند و با همان نواقص مىخرد. در دعاى بعد از نماز مىخوانیم: خداوندا! اگر در ركوع و سجود نمازم خلل و نقصى است نادیده بگیر و نمازم را قبول فرما. در دعاى ماه رجب مىخوانیم: «خاب الوافدون على غیرك و خسر المتعرّضون الاّ لك»577 یعنى باختند كسانى كه در خانه غیر تو آمدند و خسارت كردند كسانى كه به سراغ دیگران رفتند.
577) مفاتیح الجنان.
فكر و فرهنگ، مقدّمهى عمل است. «یتلون كتاب اللّه - اقاموا الصلاة»
كسى كه عاشقانه مكتب را بپذیرد، نماز و انفاقش قطعى است. (تلاوت كتاب به صورت مضارع آمده كه نشانه تداوم عمل و علاقه به تلاوت است، «یتلون» ولى نماز و انفاق به صورت ماضى آمده كه نشانه قطعى بودن انجام آن است.) «اقاموا - انفقوا»
نماز، باید با رسیدگى به محرومان همراه باشد. «اقاموا - انفقوا»
دارائىهاى انسان، داده الهى است. «رزقناهم»
اگر توجّه داشته باشیم كه دارائىهاى ما از خداوند است، در انفاق، بخل نمىورزیم. «انفقوا مما رزقناهم»
بخشى از دادهها انفاق شود، باقى براى خودتان است. «مما رزقناهم» (كلمه «مِن» به معناى بعضى است)
مورد انفاق، تنها مال نیست بلكه از علم و آبرو و قدرت نیز باید به مردم كمك كرد. «ممّا رزقناهم»
انفاق، هم سرى باشد هم آشكارا. (در انفاق پنهان، خلوص آدمى رشد مىكند و در انفاق آشكار، مردم تشویق مىشوند.) «سرّاً و علانیة» البتّه انفاق مخفیانه برترى دارد، لذا نام آن قبل از انفاق علنى برده شده است. «سرّاً و علانیة»
امید به رستگارى، باید با فكر و عمل و انفاق همراه باشد وگرنه امید بدون كار، پندارى بیش است. «یتلون، اقاموا، انفقوا، یرجون»
با داشتن علم و خشیت الهى (كه در آیه قبل بود) و با تلاوت قرآن و اقامه نماز و كمك به محرومان، باز هم خود را مستحقّ ندانید، تنها امیدوار باشید. «یرجون»
در معامله با خدا، حتّى یك درصد زیان نیست. «تجارة لن تبور»
گمان نكنید با انفاق، مال شما تمام مىشود. «تجارة لن تبور»
در فرهنگ اسلام، دنیا بازار است و انسان فروشنده و نعمتهاى الهى، سرمایه و انتخاب مشترى با انسان است. او مىتواند با خدا معامله كند و مىتواند غیر خدا را انتخاب كند.