ٱسۡتِكۡبَارًا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَكۡرَ ٱلسَّيِّيِٕۚ وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ فَهَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ ٱلۡأَوَّلِينَۚ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحۡوِيلًا
43
ٱسۡتِكۡبَارًا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَكۡرَ ٱلسَّيِّيِٕۚ وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ فَهَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ ٱلۡأَوَّلِينَۚ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحۡوِيلًا
43
اگر پزشك، شربتى را به بیمار داد و او به جاى آنكه بخورد، شربت را دور ریخت و به پزشك گفت: آن را نوشیدم، گمان مىكند كه سر پزشك كلاه گذاشته و به او كلك زده است، در حالى كه بیمار خودش را فریب داده است، نه پزشك را. «لایحیق المكر السّیىء الاّ باهله»
نتیجه حیله به خود انسان برمىگردد (عقوبت و كیفر تكبّر و حیله به دیگرى منتقل نمىشود.) «لا یحیق المكر السّیّىء الاّ باهله»
بَد مكن كه بد اُفتى
چَه مَكَن كه خود اُفتى
خداوند در جامعه قانونها و سنّتهاى ثابتى را مقرّر كرده است كه در تمام اقوام و ملّتها جریان دارد، نظیر سنّت آزمایش، سنّت امداد مؤمنان و سنّت كیفر حیلهگران و مستكبران. آرى، خوشبختى و بدبختى و عزّت یا سقوط جامعه، در گرو پیروى از سنّتهاى الهى یا ترك آنهاست. «فلن تجد لسنّة اللّه تبدیلاً... تحویلاً»
تاریخ داراى نظام و قانون ثابت است. (با نگاه به گوشهاى از تاریخ مىتوان قانونِ گوشهى دیگر تاریخ را به دست آورد.) «فلن تجد لسنّة اللّه تبدیلاً»