وَءَايَةٌ لَّهُمُ ٱلَّيۡلُ نَسۡلَخُ مِنۡهُ ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظۡلِمُونَ
37
وَءَايَةٌ لَّهُمُ ٱلَّيۡلُ نَسۡلَخُ مِنۡهُ ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظۡلِمُونَ
37
وَٱلشَّمۡسُ تَجۡرِي لِمُسۡتَقَرٍّ لَّهَاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ
38
وَٱلۡقَمَرَ قَدَّرۡنَـٰهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَٱلۡعُرۡجُونِ ٱلۡقَدِيمِ
39
لَا ٱلشَّمۡسُ يَنۢبَغِي لَهَآ أَن تُدۡرِكَ ٱلۡقَمَرَ وَلَا ٱلَّيۡلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسۡبَحُونَ
40
از آین آیات برهان نظم استفاده مىشود كه یكى از برهانهاى اثبات وجود خداوند است.
توجّه دادن مردم به حركت خورشید و ماه و پیدایش شب و روز، تغییراتى كه در ماه دیده مىشود، شناور بودن كرات در آسمان، مدار كرات، عدم اصطكاك كرات و اندازهگیرىهاى دقیق، عالمانه و حكیمانه، نشانهى توجّه اسلام به علم هیئت و ایجاد بسترى مناسب براى تحقیقات دانشمندان در طول تاریخ بوده است.
یك برنامه ثابت در طول تاریخ، آن هم بدون خلل نشانهى وجود حسابگرى حكیم و علیم است. «ذلك تقدیر العزیز العلیم»
پیدایش شب و روز تصادفى نیست، كار خداست. «نسلخ منه النهار»
مدار حركت خورشید و ماه طورى طراحى شده كه هرگز به یكدیگر برخورد نمىكنند و در ایجاد شب و روز خللى وارد نمىشود. «لا الشمس ینبغى لها ان تدرك القمر»
بر خلاف نظریه ثابت بودن خورشید، قرآن خورشید را داراى حركت مىداند، آن هم حركت جهت دار. «تجرى لمستقرّ لها»
در نظم حاكم بر هستى احدى نمىتواند اخلال كند. «تقدیر العزیز...»
تشبیهات قرآن كهنه شدنى نیست. حركت ماه به حركت خوشه خرما تشبیه شده است. «عاد كالعرجون القدیم»
همهى كرات در مدار خود در حركتند. «كلّ فى فلك یسبحون»
حركت كرات در مدار خود با سرعت است. («یسبحون» یعنى شناى سریع)