لَقَدۡ حَقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَىٰٓ أَكۡثَرِهِمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ
7
لَقَدۡ حَقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَىٰٓ أَكۡثَرِهِمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ
7
إِنَّا جَعَلۡنَا فِيٓ أَعۡنَـٰقِهِمۡ أَغۡلَـٰلًا فَهِيَ إِلَى ٱلۡأَذۡقَانِ فَهُم مُّقۡمَحُونَ
8
مراد از زدن غل بر گردن آنان، یا كیفر آخرت آنهاست، نظیر آیهى «اذ الاغلال فى اعناقهم»591 و یا مراد وجود عقاید خرافى است كه همچون غلهاى سنگین بر گردنشان است، نظیر آیه 157 اعراف كه مىفرماید: «یضع عنهم اصرهم و الاغلال الّتى كانت علیهم» كه از وظایف انبیا برداشتن خرافاتى است كه همچون غلهاى سنگین آنان را به بند كشیده است. آرى، انبیا مىخواهند غلها را بردارند ولى خود مردم نمىخواهند.
مراد از «القول» به قرینه آیه 13 سوره سجده كه فرمود: «و لكن حقّ القول منّى لاملئنّ جهنّم من الجنّة و النّاس اجمعین»، فرمان خداوند در مورد عذاب پیروان شیطان است.
مخالفت اكثریّت، نباید مبلّغ و رهبر را دلسرد كند. «اكثرهم... لایؤمنون»
غفلت، زمینهى كفر است. «فهم غافلون - فهم لا یؤمنون»
گرچه خداوند بر گردن كافران غلهایى مىنهد، ولى زمینهى آن را خودشان فراهم كردهاند. «لا یؤمنون انّا جعلنا فى اعناقهم اغلالاً»