سوره یس - آیات 77 تا 80 جزء 23 - صفحه 445

    أَوَلَمۡ يَرَ ٱلۡإِنسَـٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَـٰهُ مِن نُّطۡفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ

    77

    وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥ‌ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَـٰمَ وَهِيَ رَمِيمٌ

    78

    قُلۡ يُحۡيِيهَا ٱلَّذِيٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٍ‌ وَهُوَ بِكُلِّ خَلۡقٍ عَلِيمٌ

    79

    ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلشَّجَرِ ٱلۡأَخۡضَرِ نَارًا فَإِذَآ أَنتُم مِّنۡهُ تُوقِدُونَ

    80

تفسیر نور
آیا انسان ندید (و نیاندیشید) كه ما او را از نطفه‌اى (بى مقدار) آفریدیم؟ پس اینك ستیزه جویى آشكار شده است. و براى ما مثلى آورد و آفرینش خود را فراموش كرد؛ گفت: چه كسى این استخوان‌ها را در حالى كه پوسیده است زنده خواهد كرد؟ (به او) بگو: همان كسى كه بار اول آن را آفرید، (بار دیگر) آن را زنده خواهد كرد و او بر هر آفریده‌اى آگاه است. (اوست) آن كه براى شما از درخت سبز، آتش آفرید پس هرگاه بخواهیداز آن آتش مى‌افروزید.

نکته‌ها
یكى از مشركان، قطعه استخوان پوسیده‌اى را در برابر پیامبر اكرم‌صلى الله علیه وآله كرد و بر زمین ریخت و گفت: چه كسى این استخوان‌هاى پوسیده را زنده مى‌كند؟ این آیات در پاسخ این شبهه و سؤال نازل شد.629

مقصود از درخت در این آیه، دو نوع چوب آتش زنه به نام مَرخ و عَفار است كه عرب‌ها با زدن یكى به دیگرى جرقه تولید مى‌كردند، درست مانند كبریت‌هاى امروزى.630

تهیه آتش از درخت سبز، مثالى است كه عوام مى‌فهمند ودانشمندان نیز به خاطر ذخیره شدن انرژى در درخت، راه علمى آن را به دست مى‌آورند. «من الشجر الاخضر نارا»


629) تفسیر نورالثقلین.

630) تفسیر راهنما.

پیام‌ها
اگر انسان به یاد ضعف و حقارت خود باشد، هرگز گردنكشى نمى‌كند. «أولم‌یر الانسان»

توجّه به آفرینش انسان از نطفه، ایمان به معاد را در انسان تقویت مى‌كند. «من نطفة»

بدتر از اصل خصومت، آن است كه خصومت شدید و آشكارا باشد. «خصیمٌ مبین»

ستیزه‌جوئى انسان با خدا، دور از انتظار و شگفت آور است. «فاذا هو خصیمٌ» (كلمه «اذا» براى كار غیر منتظره به كار مى‌رود.)

نقل و بیان افكار باطل براى پاسخگوئى به آن مانعى ندارد. «ضرب لنا مثلاً»

ریشه‌ى بسیارى از اشكالات در مورد قدرت خداوند، توجّه نكردن به نمونه‌هاى مشابه و فراموش كردن سوابق است. «و نسى خلقه»

منكران معاد برهان ندارند، هر چه هست استبعاد است. «مَن یحیى العظام؟»

آزادى در اسلام به قدرى است كه منكران خدا و معاد با كمال شهامت در برابر رهبر مسلمانان با صراحت حرف خود را مى‌زنند. «مَن یحیى العظام»

سؤال مانعى ندارد، آن چه بد است انگیزه‌هاى لجوجانه و مغرورانه است. «مَن یحیى العظام»

ریشه‌ى بعضى از اشكالات عقیدتى، مقایسه میان قدرت انسان با خداوند است. «مَن یحیى العظام»

شبهات عقیدتى باید پاسخ داده شود، گرچه القاى شبهه از یك نفر باشد. «قال... قل»

معاد جسمانى است. «یحیى العظام»

معاد به دو چیز نیاز دارد: یكى قدرتِ خدا در آفریدن دوباره انسان‌ها و دیگرى علم او به عملكرد مردم. این آیه به هر دو اشاره مى‌كند؛ «أنشأها اوّل مرّة» نشانه‌ى قدرت او و «هو بكلّ شى‌ء علیم» نشانه‌ى علم اوست.

خداوند جمع میان اضداد مى‌كند، آب و آتش كه با یكدیگر سازگارى ندارند. «من الشجر الاخضر نارا»