وَٱلصَّـٰٓفَّـٰتِ صَفًّا
1
وَٱلصَّـٰٓفَّـٰتِ صَفًّا
1
فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرًا
2
فَٱلتَّـٰلِيَـٰتِ ذِكۡرًا
3
إِنَّ إِلَـٰهَكُمۡ لَوَٰحِدٌ
4
رَّبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَرَبُّ ٱلۡمَشَـٰرِقِ
5
مراد از «صافّات»، «زاجرات» و «تالیات»، فرشتگانى هستند كه در صفوفى منظم اوامر الهى را اجرا مىكنند، مردم را از وسوسه باز مىدارند و پیوسته به یاد خدا هستند. البتّه گروهى گفتهاند: مراد، رزمندگانى هستند كه در صفهاى منظم از حریم حقّ دفاع مىكنند و با تلاوت آیات الهى و یاد خدا روحیه و نیرو مىگیرند.
كلمه «زاجرات» هم مىتواند از «زجر» به معناى باز داشتن باشد كه مراد باز داشتن از وسوسهها و گناهان است و هم مىتواند از «زجره» به معناى فریاد باشد، یعنى سوگند به فریادگران تاریخ.
نظم، وحدت، قدرت، همفكرى و همكارى كه در صف متجلّى است، از نشانههاى كارگزاران الهى است. «و الصافّات صفّاً»
وجود عوامل بازدارنده از گناه و ناهى از منكر، در جامعه لازم است. «فالزاجرات زجرا»
انرژى گرفتن از یاد خدا از طریق تلاوت قرآن «التالیات ذكرا» و دفاع از حریم حقّ «الزاجرات» همراه با نظم و آماده باش، «و الصافّات صفّاً» ضرورت یك نظام الهى است.
انجام هر كارى باید با كیفیّتى عالى همراه باشد. بهترین نظم، «صفا» بهترین قدرت، «زجراً» و بهترین یاد خدا. «ذكرا»
شعار توحید را هم محكم بگوییم، هم زیبا و هم قبل از هر چیز دیگر. (در این آیات ابتدا سوگند با آهنگ زیبایى مطرح شده و سپس:) «ان الهكم لواحد»
براى هر چیزى سوگند یاد نكنیم. (معمولاً سوگندهاى قرآن براى مسائل اساسى و مهم مانند مبدأ و معاد است)
در سورهى ذاریات بعد از چند سوگند مىفرماید: «انّما توعدون لصادق»2 قطعاً آنچه وعده داده شدهاید محقّق شدنى است.
در سوره مرسلات نیز پس از چند سوگند، سخن از قیامت است آنجا كه مىفرماید: «انّما توعدون لواقع»3
و در این جا بعد از چند سوگند، سخن از توحید است و مىفرماید: «انّ الهكم لواحد» (آرى در برابر كسانى كه به شدّت پایبند شرك هستند باید سوگندهاى پى در پى یاد كرد).
مشركان میان الوهیّت و ربوبیّت خداوند تفاوت قائل بودند، لذا این آیه بر یكى بودن این دو تأكید مىكند. «الهكم لواحد ربّ السموات والارض»
همهى هستى تحت تربیت و رشد الهى است. «ربّ السموات والارض»
براى هر چیزى ربّى نپندارید، زیرا كه پروردگار همهى هستى یكى بیش نیست. «ربّ السموات والارض»
از نشانهها و دلایل توحید، هماهنگى میان زمین و آسمان و دیگر مخلوقات جهان هستى است. «انّ الهكم لواحد ربّ السموات والارض...»
زمین، كروى شكل است. (كلمهى «مشارق» و تفاوت در طلوع و غروبها، نشانهى كروى بودن زمین است)
خورشید و نور آن، نقش مؤثرى در زندگى انسان دارد. (با آنكه خورشید جزو آسمانهاست و در «ربّ السموات» نهفته است، ولى نام بردن اختصاصى از مشارق، نشانه اهمیّت ویژه طلوع خورشید است). «و ربّ المشارق»