إِنَّهُمۡ أَلۡفَوۡاْ ءَابَآءَهُمۡ ضَآلِّينَ
69
إِنَّهُمۡ أَلۡفَوۡاْ ءَابَآءَهُمۡ ضَآلِّينَ
69
فَهُمۡ عَلَىٰٓ ءَاثَـٰرِهِمۡ يُهۡرَعُونَ
70
وَلَقَدۡ ضَلَّ قَبۡلَهُمۡ أَكۡثَرُ ٱلۡأَوَّلِينَ
71
وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ
72
فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ
73
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ
74
یكى از ویژگىهاى دوزخیان، تقلید كوركورانه از پدران و اجداد است؛ در حالى كه تقلید در اعتقادات جایز نیست و عقائد انسان باید بر استدلال و عقل پایهریزى شود.
بدترین نوع تقلید آن است كه با علم و آگاهى از انحراف، از منحرفان تقلید كنیم. «الفوا آبائهم ضالّین»
عقائد باطل نیاكان بر نسل آینده اثرگذار است. «آبائهم ضالّین»
خودباختگى در برابر آداب و رسوم باطل نیاكان، ممنوع است. («یُهرعون» به معناى كشانده شدن قهرى و بدون اختیار است.)
میراث فرهنگى نیاكان، همه جا و همیشه قابل ستایش نیست. «على آثارهم یهرعون»
در فضاى انحراف، مهمترین وظیفه هشدار است. خداوند در میان امتهاى گمراه، هشدار دهندگانى فرستاده است. «ضلّ قبلهم... ارسلنا فیهم منذرین»
خداوند اتمام حجّت مىكند. «ارسلنا فیهم منذرین»
اكثریّت فاسد جامعه، دلیل بر رها كردن افراد مستعد هدایت نیست. «ضل قبلهم اكثر الاولین... ارسلنا فیهم»
تاریخى را مطالعه كنیم كه مایهى رشد و عبرت باشد. «فانظر كیف كان عاقبة المنذرین» ما مأمور به تأمّل و اندیشه در سرنوشت كافران لجوج و متعصّب هستیم.
با وجود اكثریّت فاسد، مىتوان بنده خدا بود و در جامعهى فاسد هضم نشد. «الاّ عباد اللّه»
عبادت خدا سبب دریافت الطاف ویژه است. «عباداللّه المخلَصین»
اخلاص در عبادت، مایهى نجات از بدعاقبتى است. «كیف كان عاقبة المنذرین الا عباد اللّه المخلصین»
تنها بندگان خالص الهى هشدارهاى انبیا را جدّى مىگیرند. «فانظر كیف كان عاقبة المنذرین الاّ عباداللّه المخلصین»