وَبَدَا لَهُمۡ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ
48
وَبَدَا لَهُمۡ سَيِّـَٔاتُ مَا كَسَبُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ
48
ظاهر شدن جرم در برابر مجرم، اولین شكنجهى روحى اوست. «بدا لهم سیّئات ما كسبوا»
با قدرت الهى، اوّل آن چه در محاسبات ستمگران نبود كشف مىشود، سپس آن چه خود بد مىشمردند. «بدا لهم مالم تكونوا... بدا لهم سیّئات»
خلاف، زمانى جرم مىشود كه همراه با ستم، استهزا، تعمّد و استمرار باشد. «ظلموا - كسبوا - كانوا به یستهزؤن»
قهر الهى تمام وجود ستمگران را مىگیرد. «حاق بهم»