فَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَـٰنَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَـٰهُ نِعۡمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۭۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٌ وَلَـٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ
49
فَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَـٰنَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَـٰهُ نِعۡمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۭۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٌ وَلَـٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ
49
انسان به قدرى عاجز است كه به مجرّد رسیدن خطر فریاد مىزند. «مَسّ الانسان ضُرّ دَعانا»
تلخىها، نتیجهى عملكرد انسان و مایهى آزمایش است، ولى نعمتها لطف الهى است. «مسّ الانسان ضُرّ... خوّلناه نعمة منا»
فشارها و حوادث انسان را به ناتوانى خود معترف و فطرت خداجویى را در انسان بیدار و شكوفا مىكنند. «فاذا مسّ الانسان ضُرّ دعانا»
نیایش خالصانه سبب جلب رحمت خداست. «دعانا... خوّلناه نعمة»
رفاه و آسودگى، بستر غفلت و غرور است. «خوّلناه نعمة... انّما اوتیته على علمٍ»
انسان، موجودى ناسپاس است. «خوّلناه نعمة... انّما اوتیته على علمٍ»
آنچه مورد انتقاد است نادیده گرفتن لطف خداست، نه آنكه علم و دانش در رشد و توسعه زندگى بىاثر است. «قال انّما اوتیته»
بیشتر مردم نمىدانند كه نعمتها و تلخىها وسیله آزمایش هستند تا سپاسگزار و ناسپاس از هم شناخته شوند. «بل هى فتنة ولكن اكثرهم لا یعلمون»