لَّعَنَهُ ٱللَّهُۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنۡ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفۡرُوضًا
118
لَّعَنَهُ ٱللَّهُۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنۡ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفۡرُوضًا
118
وَلَأُضِلَّنَّهُمۡ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمۡ وَلَـَٔامُرَنَّهُمۡ فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ ٱلۡأَنۡعَـٰمِ وَلَـَٔامُرَنَّهُمۡ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلۡقَ ٱللَّهِۚ وَمَن يَتَّخِذِ ٱلشَّيۡطَـٰنَ وَلِيًّا مِّن دُونِ ٱللَّهِ فَقَدۡ خَسِرَ خُسۡرَانًا مُّبِينًا
119
شكافتن گوش حیوان، از برنامههاى خرافى جاهلیّت بود كه پس از آن، سوار شدن و ذبح و هر استفادهاى را از آن حیوان حرام مىپنداشتند.
تأكیدهاى بسیار شیطان بر گمراه ساختن مردم، كه در این دو آیه آمده، هشدارى بر صاحبان ایمان است.
عبارت «من عبادك نصیباً مفروضاً» را دو گونه مىتوان معنا كرد:
الف: بعضى از بندگان را گمراه مىكند.
ب: از هر بندهاى لحظاتى را شیطانى مىكند.
در روایتى مىخوانیم: جمله «فلیغیّرنّ خلقاللّه» تغییر دین خدا را نیز شامل مىشود.373
ریشهى همهى شقاوتهاى شیطان، ملعون شدن اوست. «لعنه الله»
شیطان، دشمن دیرین انسان است، به هوش باشیم در دام او نیفتیم. «لاتّخذن»
شیطان براى گمراهى انسان، آخرین تلاش خود را مىكند. (تمام آیهى 119)
شیطان، همه را نمىتواند گمراه كند. «لاتخذن من عبادك»
شیطان، خالقیّت خدا را قبول دارد. «عبادك»
خطر وسوسهها، جدّى و دائمى است، دشمن خود را بشناسیم. (حرف لام كه بر سر تمام افعال آمده است نشانه جدّى بودن خطر است). «لاتخذنّ...»
شیطان، هر كس را به نحوى گمراه مىكند. بدعت در دین، تغییر در آفرینش. «لامنّینّهم، فلیبتّكنّ، فلیغیّرنّ»
آرزوهاى طولانى از القائات شیطان است. «لأمنّینّهم»
شیطان، ابتدا در فكر و روح انسان اثر مىگذارد، سپس او را تسلیم خود مىگرداند. (جملهى گمراه كردن و آرزوى طولانى ابتدا مطرح شده، سپس فرمان دادن) «لاضلنّهم و لامنینّهم و لامرنّهم»
انسان فطرتاً در مسیر حقّ است. كلمه «اضلال» در جایى بكار مىرود كه قبلاً مسیر حقّ باشد. «لاضلنّهم»
شیطان مردم را به حرام كردن حلالهاى الهى دعوت مىكند. «فلیبتّكنّ اذان الانعام»
آرزوها زمینه اطاعتپذیرى از شیطان است. «لاُمنینّهم و لامرنّهم»
خرافات، از القائات شیطانى است. «فلیبتّكنّ اذان الانعام»
اسلام، اجازهى بىمصرف ماندن یك حیوان را نمىدهد تا چه رسد به بىمصرف ماندن انسانها. «فلیبتّكنّ اذان الانعام»
تغییر مخلوقات (نظیر زن را به مرد و مرد را به زن تبدیل كردن) كار حرام و شیطانى است. «فلیُغیّرنّ خلق اللَّه»
اطاعت از شیطان در حقیقت پذیرش ولایت اوست. «یتّخذ الشیطان ولیّاً»
تنها خداوند شایسته ولایت بر انسان است. «و من یتّخذ الشیطان ولیاً من دون اللَّه فقد خسر خسراناً مبیناً»