وَإِنَّ مِنكُمۡ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنۡ أَصَـٰبَتۡكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدۡ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيَّ إِذۡ لَمۡ أَكُن مَّعَهُمۡ شَهِيدًا
72
وَإِنَّ مِنكُمۡ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنۡ أَصَـٰبَتۡكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدۡ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيَّ إِذۡ لَمۡ أَكُن مَّعَهُمۡ شَهِيدًا
72
«یُبطّئنّ» از ریشهى «بطو» به معناى كُندى است. به گفته اهل لغت، «بطوء» هم حركت كند است و هم دیگران را به كندى در حركت فراخواندن.
خداوند، از افكار و گفتار منافقان پرده برمىدارد. «و ان منكم ...»
منافقان، گاهى چنان به رنگ مؤمنان در مىآیند كه جزء آنان جلوه مىكنند. «منكم»
همه اصحاب پیامبر عادل و در خط حضرت نبودند. «منكم... لیُبطئنّ»
منافقان، عامل تضعیف روحیّهى مسلمانانند «لیبطّئنّ» پس باید آنان را شناخت و به جبهه نفرستاد.
منافقان، عدم شركت در جنگ، فرار از جبهه و نجات از مرگ را رمز موفّقیت و سعادت مىدانند. «انعم اللّه علىّ»
هر رفاهى، مصون ماندنى و لطف و نعمت خدا نیست. «اَنعم اللَّه علىّ»
چشیدن سختىها در كنار مؤمنان، نعمت است، امّا رفاه جدا از مؤمنان نعمت نیست. «اصابتكم مصیبة... لم اكن معهم»