فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَـٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَا سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦ وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡكَـٰفِرُونَ
85
فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَـٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَا سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦ وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡكَـٰفِرُونَ
85
امام در پاسخ با استناد به این آیه «فلمّا رأوا بأسنا قالوا آمنّا باللّه... فلم یك ینفعهم ایمانهم» نوشتند: چون آن مرد نصرانى پس از محكومیّت و هنگام مجازات ایمان آورده، ایمانش بىفایده است و حدّ از او ساقط نمىشود.194
ایمان باید اختیارى باشد نه از روى اضطرار و ناچارى. «فلم یك ینفعهم ایمانهم»
نقل سرنوشت كفّار، براى آیندگان عبرت است. «قالوا آمنا... لم یك ینفعهم ایمانهم»
كیفرها و پاداشهاى الهى، قانونمند است. «رأوا بأسنا... سنّت اللّه...»
كارساز نبودن ایمان اضطرارى، از سنّتهاى الهى است. «سنّت اللّه التى...» (سنّت خداوند در همه افراد وجوامع یكسان است. «و لن تجد لسنة اللّه تبدیلا»195)
لحظهى مرگ، خسارت انسان جلوه مىكند. «خسر هنالك»
ایمان اضطرارى كه فرصت عمل براى انسان باقى نمىگذارد خسارت است. «قالوا آمنّا... خسر هنالك الكافرون»
در هفت آیهى قبل خواندیم: «خسر هنالك المبطلون» و در این جا مىخوانیم: «خسر هنالك الكافرون» معلوم مىشود كه كافران اهل باطل هستند و اهل باطل، كافران.